X
تبلیغات
مجتمع فنی
رایتل

واقعه فاطیما از آنجا آغاز می شود که سه کودک چوپان بانویی نورانی را مشاهده می کنند که خود را بانوی تسبیح ( از القاب مریم مقدس ) معرفی می کند و سه پیام مهم برای مردم قرن بیستم دارد . بانوی تسبیح از القاب حضرت مریم است . معادل انگلیسی تسبیح
rosary
می باشد . آدرس زیر صفحه ویکی پدیاست که همه القاب و اسامی مریم مقدس را لیست نموده است .

http://en.wikipedia.org/wiki/Titles_of_Mary

در لیست مذکور اگر لغات
rosary
fatima
را سرچ کنید می بینید که بانوی تسبیح و بانوی فاطیما از القاب حضرت مریم است


یک سال قبل از تجلی بانو ، فرشته ای به بچه ها نازل می شود و خود را فرشته صلح کشور پرتغال می خواند دعایی به بچه ها می آموزد که با کلمات ای خدای پدر ، پسر و روح القدس شروع می شود . و برای بچه ها به یاد خون و بدن عیسی مسیح مراسم عشای ربانی انجام می دهد .



 

مجسمه فرشته صلح در حال انجام مراسم عشای ربانی برای بچه ها . این مجسمه در محل تجلی فرشته ساخته شده است .

 


 

 

 


 

یک سال بعد بانوی تسبیح ( لقب مریم باکره ) به بچه ها ظاهر می شود و می گوید از اهالی بهشت است . خود را بانوی تسبیح معرفی می کند و سه پیام مهم برای مردم قرن بیستم دارد .

 

اول صحنه ای از جهنم را به بچه ها نشان می دهد که ارواح پلید در میان آتشی هولناک می سوزند و زجه می زندد.

 

دوم اینکه بانو می فرماید خداوند به خاطر کفر گویی نوع بشر بسیار خشمگین است و در صدد است بشر را به خاطر گناهانش با جنگ و قحطی جزا دهد. و روسیه کمونیستی را منشا نشر افکار کفر آمیز دانسته و می خواهد که این کشور به قلب معصوم او تخصیص یابد.

 

سوم پیشگویی ترور پاپ ژان پل دوم هست که می گوید مردی روحانی با لباسهای سپید گلوله باران می شود .

 

مریم مقدس از بچه ها می خواهد هر طور می توانند کفاره بدهند و از آنان می خواهد قربانی های خود را به عیسی مسیح و قلب معصوم او ( مریم مقدس ) تقدیم کنند .

 

و در تجلی آخر معجزه خورشید را جلوی دیدگان هفتاد هزار نفر نمایش می دهند .

 

این خلاصه ای از ماجرای فاطیما بود . مسلمانان که از چند و چون ماجرا و جزئیات امر و گفته های خانم لوسیا در کتابش به نام « فاطیما از زبان لوسیا » اطلاعات درستی نداشتند

 

 

کتاب فاتیما از زبان لوسیا نگارنده : لوسیا داس سانتوس یکی از شاهدان فاطیما

fatima in lucia's own words

برای دیدن نسخه های آنلاین کتاب فاطیما از زبان لوسیا عبارت انگلیسی بالا را سرچ کنید . ترجمه فارسی همین کتاب در نوار بغل همین وب موجود است

 

و فقط چند جمله پراکنده و محدود از واقعه فاطیما می دانستند ، صرفا با تکیه بر نام فاطیما ادعا کردند که بانوی فاطیما حضرت صدیقه حکیمه بوده است . تنها مدرک آنها هم استناد بر نام فاطیما است .و این در حالیست که فقط مسلمانان ایرانی چنین ادعایی دارند و حتی در وب سایتهای عربی از بانوی فاطیما به عنوان مریم باکره یاد شده است . و منشا این طرز فکر اشتباه هم تشابه اسمی شهر فاطیما با نام فاطمه صدیقه حکیمه می باشد . زیرا مریم مقدس در شهری به نام دختر پیامبر آنان تجلی یافته اند . در حالیکه دهکده فاطیما قبل از ظهور حضرت مریم هم فاطیما بوده است . ولی مسلمانان که اطلاعات جامعی در این رابطه نداشتند صرفا با اتکا به حدس و گمان ادعا کردند که بعد از تجلی بانوی درخشنده اسم دهکده فاطیما شده . قسمتهایی از کتاب این خانم راهبه در نوار بغل همین وب موجود است .

 

برای کاتولیکها عبارت « بانوی ما » یک عبارت استاندارد برای اشاره به حضرت مریم مقدس است . و در تجلیات مریم مقدس غالبا نام شهری که حضرت مریم در آنجا ظاهر شده اند را به عنوان پسوند به عبارت « بانوی ما » می چسبانند . و با این روش نامگذاری آن تجلی بخصوص را ماندگار می کنند و در مجسمه ها و تندیسها و نقاشی هایی که در رابطه با آن تجلی می سازند حضرت مریم را با همان هیات و شکلی و لباسی که در آن تجلی خاص ظاهر شده بودند نمایش می دهند .

 

برای نمونه بانوی لورد- بانوی مجوگوریه- بانوی گوادالاتپ - بانوی کوه کارمل - بانوی زیتون - بانوی صوفیانه - و بانوی فاطیما همه دارای پسوندی از نام شهر محل ظهور می باشند . اینها تعداد انگشت شماری از تجلیات حضرت مریم بود برای مشاهده لیست کاملتر از تجلیات حضرت مریم آدرس زیر را ببینید .

 

آدرس لیست تجلیات حضرت مریم مقدس

 

و به همین ترتیب به مناسبت ظهور حضرت مریم در شهر فاطیما لقب بانوی فاطیما به حضرت مریم منسوب شد و همین امر موجب شد که شیعیان این تجلی را به حضرت فاطمه منسوب بدانند و تنها دلیلی که ارئه می دهند تاکید فراوان بر نام فاطیما ست . در حالیکه فاطیما نام شهر است و ششصد سال قبل از ظهور حضرت مریم در این شهر ( دهکده سابق ) اسم این دهکده همین بوده . در آن زمان پرتغال تحت اشغال مسلمانان بود و اسم فاطیما بر این شهر از نام دختر امیر اعراب اقتباس شده است که دختر مسلمانی بود که مسیحی شد و این فاطمه ربطی به آن فاطمه که دختر پیامبر مسلمانان است ندارد . ماجرای گذاردن نام فاطیما بر این شهر بر می گردد به ششصد سال قبل از تجلی مریم مقدس. در آن زمان اسم این شهر ( دهکده سابق ) عبدگاس بود . کشور پرتغال در تصرف مسلمین بود . امیر مسلیمن که در شهر عبدگاس فرمانروایی می کرد دختر زیبایی به نام فاطمه داشت . یک نجیب زاده کاتولیک پرتغالی به نام گونچالو هرمیگس عاشق دختر امیر عرب می شود و قصد ازدواج با را داشت . گونچالو از پادشاه پرتغال اجازه می خواهد که با فاطمه که دختری مسلمان بود ازدواج کند و پادشاه پرتغال به او اجازه می دهد مشروط بر اینکه فاطمه به آیین مسیحیت بگرود . دلیل اجازه خواهی گونزالو هرمیگس از پادشاه پرتغال هم این بود که کشور آنها تحت اشغال مسلمین بود . در همین زمان مسلمین مغلوب شدند و از پرتغال بیرون رانده شدند . ولی فاطمه که عاشق نجیب زاده کاتولیک بود با اقوام خود از پرتغال نرفت بلکه همانجا ماند و غسل تعمید گرفت و به مسیحیت گروید و با گونچالو ازدواج کرد . دختر جوان یک سال بعد از ازدواج از دنیا رفت و گونچالو به سوگ عروس جوانش نشست و او را در دهکده عبدگاس دفن کرد و برای او مقبره ای ساخت و به یادبود او اسم این دهکده را از عبدگاس به فاطیما تغییر داد .

 

برای اطلاعات بیشتر درباره پیشینه تاریخی نامگذاری شهر فاتیما اینجا را بخوانید

 

ششصد سال از این ماجرا گذشت . و مریم مقدس در کشور کاتولیک پرتغال و در دهکده فاطیما بر سه کودک چوپان کاتولیک ظاهر شد و خود را بانوی تسبیح معرفی کرد . بانوی تسبیح از القاب مریم باکره است که از سال 1208 میلادی به خاطر تجلی مریم مقدس بر دومینیک اسما این لقب به او داده شد . زیرا مریم مقدس تسبیحی به دومینیک داد و استفاده از آن را به عنوان یک روش دعا توصیه نمود . و کلیسا لقب بانوی تسبیح را به او تفویض نمود .

 

برای اطلاعات بیشتر درباره چگونگی تفویض لقب بانوی تسبیح به مریم مقدس اینجا را بخوانید

 

متن زیر از خبرگزاری مهر هویت بانوی تسبیح را روشن می کند :

پاپ از مومنان خواست با تسبیح برای صلح دعا کنند


پاپ بندیکت شانزدهم روز یکشنبه 15 مهر ماه در مراسم سنتی یکشنبه ها از مؤمنان کاتولیک در خانواده ها و سراسر جهان خواست از نیایش با تسبیح برای دعای صلح استفاده کنند.

بندیکت شانزدهم رهبر کاتولیکهای جهان گفت: تسبیح ابزاری است که مریم مقدس(س) در تجلیهای متعدد خود به ما آموخت.

پاپ گفت: به تجلی مریم مقدس(س) در فاطیما که حدود 90 سال پیش برای سه چوپان کوچک لوسیا، جسینتا و فرانسیسکو صورت گرفت فکر می کنم که خود را به عنوان مریم تسبیح معرفی کرده و به آنها توصیه کرده بود هر روز برای خاتمه جنگها با تسبیح دعا کنند. برای اجابت کردن درخواست باکره مقدس خود را موظف می کنیم با تسبیح برای صلح دعا کنیم.

روز یکشنبه 15 مهر سال ماه سال ۸۶ کلیسای کاتولیک روز "بانوی تسبیح" یا " روز جهانی تسبیح" را گرامی داشت. این روز از 11 سال پیش در مکزیکو نامگذاری و آغاز شده و میلیونها نفر از مردم در پنج قاره جهان در اماکن عمومی تسبیح در دست گرفته و دعا می کنند.

پاپ توضیح داد که تسبیح ابزاری است که مریم مقدس برای تعمق درباره زندگی مسیح(ع)، عشق به او و همواره دنبال کردن وی به ما اعطا کرده است.

پایان متن خبرگزاری مهر .

بانوی ما مریم مقدس در تجلیات مختلف گاها ، خود را با القاب مختلفی که به او داده اند معرفی می کنند برای نمونه در تجلی لورد ، حضرت مریم خود را لقاح مطهر خواند و این لقبی بود که کلیسا دو سال قبل از این تجلی به او داده بود . لقبی که حضرت مریم در تجلی فاطما خود را با آن معرفی نمود بانوی تسبیح بود ولی بعد کلیسا لقب بانوی فاطیما را به مناسبت تجلی مریم مقدس در شهر فاطیما به ایشان تفویض نمود و همین اسم بانوی فاطیما مسلمین را به اشتباه انداخته است .

 

مسلمانان که معبد فاطیما را از نزدیک ندیده اند و کتاب فاطیما و گفته های خانم لوسیا را نخوانده اند و از دور شاهد نام دختر پیامبرشان هستند صرفا با تکیه بر همین نام این واقعه را به جهان شیعه منصوب می دانند . در حالیکه در کند و کاو بیشتر و بررسی جزئیات مشخص می شود که خانم لوسیا راهبه شدند و تا آخر عمر راهبه ماندند .

 

 


 

 

با خواندن کتاب خانم لوسیا مشخص می شود که ایشان کاتولیک بوده اند و همه جا صحبت از عیسی مسیح و مریم مقدس است .و حتی خانم لوسیا خاطره ای از اولین مراسم عشای ربانی اش شرح داده است که خلاصه آن این است . خواهران لوسی به مناسبت اولین مراسم عشای ربانی لباس زیبایی برای او دوختند و او به کلیسا رفت . در آن کلیسا مجسمه های متعددی از مریم مقدس وجود داشت . اما لوسیا مستقیم به طرف مجسمه بانوی تسبیح رفت چون خواهرانش همیشه مقابل این مجسمه بخصوص دعا می کردند . جلوی تندیس بانو مریم زانو زد و از او خواست که او را یک مقدسه کند . در همین حال احساس کرد که مجسمه یک آن جان گرفت و به طرف او تعظیم کوچکی کرد و به روی او لبخند زد .

 

درباره مجسمه بانوی تسبیح شایان ذکر است که تندیسها و نقاشیهای متعددی از حضرت مریم ساخته می شود . برخی از این تندیسها یادآور یکی از تجلیات مریم مقدس است و حضرت مریم را به همان شکل و شمایلی که ظاهر گشته اند ساخته اند . مجسمه بانوی تسبیح که خواهر لوسیا از آن سخن می گوید مربوط به تجلی مریم مقدس در 1208 میلادی است که در آن سال حضرت مریم در کلیسایی بر دومینیک اسما ظاهر شد و تسبیح و روش نیایش با آن را به دومینیک آموخت . و کلیسا به خاطر این تجلی ، لقب بانوی تسبیح را رسما به مریم مقدس تفویض نمود .

 

 

از دیگر ادعاهای مسلمانان این است که بانوی تسبیح لقب حضرت فاطمه است .صرفا به این دلیل که ایشان از تسبیح استفاده می فرمودند و تسبیحات ایشان معروف است . در حالیکه هیچ کجا رسما لقب بانوی تسبیح به صدیقه حکیمه داده نشده است . این در حالیست که لقب بانوی تسبیح رسما از طرف واتیکان به حضرت مریم مقدس تفویض شده است . و این بسیار دور از انتظار است که حضرت فاطمه خود را با لقبی بخواند که منصوب به وی نیست . صرف استفاده ایشان از تسبیح دلیل بر ملقب شدن ایشان به بانوی تسبیح نیست .

 

در ادرس زیر که صفحه ویکی پدیاست القاب حضرت فاطمه صدیقه حکیمه را می بینید . این القاب یا از طرف پروردگار یا معصومین رسما به حضرت فاطمه تفویض شده است . و لقب بانوی تسبیح در این لیست نیست و چنین لقبی رسما به حضرت زهرا اعطا نشده

 

ضمن اینکه دور از انتظار است که دختر پیامبر مسلمین با وجود این همه کشورهای مسلمان که احترام زاید الوصفی برای ایشان قائل هستند در کشوری صد در صد کاتولیک و بر کودکانی کاتولیک که هیچ اطلاعاتی از اسلام و شیعه ندارند ظاهر شوند و خود را بانوی تسبیح بخوانند . لقبی که هرگز رسما به ایشان تفویض نشده است . ضمن اینکه کودکان کاتولیک کمترین اطلاعی از دنیای اسلام و شیعه ندارند ولی بانوی تسبیح را به خوبی می شناسند زیرا کاتولیک هستند و می دانند که بانوی تسبیح یکی از القاب بی شمار مریم مقدس است . گرچه سواد ندارند اما در کلیسای دهکده شان مجسمه ای از بانوی تسبیح وجود دارد که با آن مانوس هستند و تحت آموزه های کاتولیکی رشد کرده اند .

 

برای دیدن تصاویر بانوی تسبیح در موتورهای جستجو تصاویر بانوی تسبیح را سرچ کنید . یعنی عبارت زیر ...

 

OUR LADY OF THE ROSARY

 

چهره نگران مریم مقدس در تجلی فاطیما را مسلمین با غمگین بودن بانویشان در روزهای آخر عمر مرتبط دانسته اند . این در حالیست که مریم مقدس به خاطر حاد بودن شرایط و پیام اخطاری که داشتند با چهره ای نگران ظاهر شدند .

 

لباس مریم مقدس در تجلی فاطیما که پوششی بر سر دارد و لباس مرسوم آن منطقه است را برخی از مسلمین چادر پنداشته اند . این لباس که گردن و مقداری از موها را نمی پوشاند از نظر مسلمانان پوشش کاملی محسوب نمی شود

 


 

 


متن زیر از کامنتینگ این آدرس گرفته شده :

http://82.mihanblog.com/1384/4/Page-2.ASPX
ابراهیم حاتمی کیا چند سال پیش سفری داشت به پرتقال و در مورد فاطیما تحقیقات گسترده ای برای فیلمش انجام داد. اما در آخر متوجه شد فاطیما حضرت فاطمه زهرا (س) نیست. وقتی برگشت به ایران تصاویری به برای تحقیقات گرفته بود رو به موسسه حضرت فاطمه زهرا داد. چون تهیه کننده فیلم اون بود و تصاویر قانونا متعلق به اون موسسه بود. چندی بعد در یک اقدام غیر قابل باور موسسه تصاویر رو به یک فیلم مستند تبدیل کرد و به سیمای جمهوری اسلامی داد و سیما هم نامردی نکرد و اون رو پخش کرد. یک اقدام غیر قابل توجیه. بارها و بارها اون تصاویر پخش شد و آنچنان در ذهن و روح مردم نشست که وقتی حاتمی کیا اعلام کرد که اون حضرت زهرا نیست به تهدیداتی همچون کافر مواجه شد. شما خودتون می دونید که حاتمی از نزدیکان من هستش و من دارم حقیقت امر رو بیان می کنم. پس واقعیت رو قبول کنید و از شرک ورزیدن به حضرت زهرا (س) بپرهیزید. ... سبز باشید.

_________________________________________

 

سوال می کنند چرا در تصاویر دور سر بانوی فاطیما دوازده ستاره می کشند. البته خانم  لوسیا سخنی از این دوازده ستاره نگفته اند ولی بر اساس کتاب مکاشفات یوحنا گاهی در تصاویر دور سر مریم مقدس دوازده ستاره رسم می کنند

 

خیلی تصاویر و نقاشی ها و مجسمه هایی که حضرت مریم ساخته می شود بر اساس متن کتاب مقدس و همچنین تجلیات این بانوست . برای مثال حضرت مریم در لورد فرانسه بر برنادت سوبیرو ظاهر شد و ردایی سپید بر تن داشت و کمربندی آبی پوشیده بود و تسبیحی بزرگ با مهره های سپید درشت در دست راست داشت که در آخر تسبیح یک صلیب طلایی بزرگ بود و بر روی هر کدام از پاهایش یک گل رز طلایی گذاشته بود . بر اساس این تجلی مجسمه هایی که از بانوی لورد ساخته می شود دارای همین شکل و شمایل است . و اینکه چرا در تصاویر حضرت مریم را با دوازده ستاره بر دور سرش می کشند ... این بر اساس کتاب مقدس هست . کتاب مکاشفات یوحنا باب دوازدهم :

 

 

 

پس از آن منظره عجیبی در آسمان دیده شد که از پیش آمد مهمی خبر می داد . زنی را دیدم که آفتاب را مانند لباس بر تن کرده بود و در زیر پاهایش ماه قرار داشت و بر سرش تاجی با دوازده ستاره بود زن آبستن بود و از درد زایمان می نالید و برای زائیدن دقیقه شماری می کرد . ناگهان اژدهای سرخی ظاهر شد که هفت سر هفت تاج و ده شاخ داشت او با دمش یک سوم ستارگان را به دنبال خود کشید و بر زمین ریخت اژدها در مقابل زن که در حال زائیدن بود ایستاد تا نوزاد او را ببلعد زن پسری زائید که این پسر با قدرت مستحکم بر تمام قومها حکومت خواهد کرد پس وقتی پسر با دنیا آمد

 

 

 

بر اساس همین آیه کتاب مقدس است که در نقاشیها دور سر حضرت مریم دوازده ستاره می کشند . می توانید در موتور جستجوی گوگل تصاویر حضرت مریم را سرچ کنید و ببینید در اکثر تصاویر بر اساس متن صریح کتاب مقدس دور سر حضرت مریم را دوازده ستاره می کشند .

 
--------------


قسمتهایی برگرفته از کتاب فاطیما از زبان لوسیا :
برای مشاهده کامل کتاب لینک زیر را بخوانید :
http://melina760.blogfa.com/post-141.aspx

هرگز نمی توانم عمق مسرت و شادی که در وجودم احساس کردم بیان کنم . با خوشحالی کف زدم و تمام راه را تا خانه دویدم که این خبر خوب را به مادرم بدهم . او فورا دست به کار شد که مرا برای آیین اعتراف به گناهان که قرار بود بعد از ظهر داشته باشم آماده کند . مادرم مرا به کلیسا برد و همین که وارد کلیسا شدیم من به مادرم گفتم می خواهم نزد آن یکی کشیش اعتراف کنم بنابراین به اتاق مخصوص ظروف مقدس رفتیم . کشیش در آنجا روی صندلی نشته بود و اعترافات را گوش می کرد . مادرم به همراه مادرانی دیگری که جلوی محراب کلیسا نزدیک درب اتاق نگهداری ظروف مقدس به صف زانو زده بودند زانو زد و همه مادران در انتظار بودند که بچه هایشان اعتراف به گناهان کنند . مادرم درست همانجا قبل از مراسم نان و شراب آخرین توصیه هایش را به من کرد . وقتی که نوبتم فرا رسید بانوی صاحب تسبیح به رویم لبخند زد . من رفتم و در پایین پای خداوند زانو زدم و در حضور کشیش او اعتراف کردم و با التماس در خواست بخشش گناهانم را کردم . وقتی که کارم تمام شد متوجه شدم که همه دارند می خندند .
____________________

بانوی تسبیح فاطیما

 

در کلیسا مجسمه های متعددی از بانوی ما وجود داشت ولی از آنجا که خواهرانم همیشه به تندیس بانوی صاحب تسبیح نگاه می کردند و نزد او دعا می کردند من غالبا به زیر پای بانوی صاحب تسبیح می رفتم و دعا می کردم . این بود که در آن موقع هم به پایین همان مجسمه رفتم و با تمام شور و اشتیاق جانم از او خواستم که قلب مسکین مرا تنها برای خداوند خدایمان نگاه دارد .

وقتیکه این دعای حقیر را بارها و بارها در حالی که به مجسمه بانو خیره شده بودم تکرار کردم به نظرم رسید که او با یک نگاه مهربان و حرکت محبت آمیز به من لبخند زد که اطمینان دهد دعای مرا قبول کرده است . سراسر وجودم از یک مسرت توصیف ناپذیر لبریز شده بود و به سختی می توانستم کلامی به زبان آورم .
_______________

درختستان زیتون متعلق به چند نفر از مردم دهکده بود . با وجود اینکه باران تمام شده بود و خورشید به درخشندگی می تابید ما بقیه روز را همانجا درمیان صخره ها سپری کردیم . ناهارمان را خوردیم و تسبیح گفتیم . ما با اشتیاق در هر دانه تسبیح ذکر یا مریم و خدای پدر را تکرار می کردیم.

Hail Mary, and Our Father

 

دعایمان تمام شد و شروع کردیم با سنگ ریزه ها بازی کردن . چند دقیقه ای مشغول بازی بودیم که ناگهان باد شدیدی وزیدن گرفت و درختها شروع به تکان خوردن کردند . ما با وحشت اطراف را نگاه می کردیم که ببینیم در آن روز آرام و ساکت چه اتفاقی افتاده . بعد دیدیم که همان شبحی که در موردش قبلا توضیح دادم از بالای درختهای زیتون به طرفمان می آید . البته جاسینتا و فرانچسکو قبلا هرگز آن را ندیده بودند و من هم چیزی در موردش به آنها نگفته بودم . وقتیکه که نزدیکتر آمد توانستیم شکلش را تشخیص دهیم . او یک مرد جوان حدود چهارده یا پانزده ساله بود که از برف سپید تر بود . مانند کریستال شفاف بود و نور خورشید از میانش می گذشت . و بسیار بسیار زیبا بود . وقتی که به ما رسید گفت :

 

نترسید . من فرشته صلح هستم . همراه من دعا کنید .

 

او روی زمین زانو زد و آنقدر خم شد که پیشانی اش به زمین رسید و به ما یاد داد که این دعا را سه مزتبه تکرار کنیم .

 

 

 

 

 

 

 

خداوند پدر و پسر و روح القدس ، من به تو ایمان دارم و تو را می پرستم و به تو امید دارم و به تو عشق می ورزم . و از تو برای کسانی که به تو ایمان ندارند تو را نمی پرستند به تو امید ندارند و به تو عشق نمی ورزند طلب آمرزش می کنم .

 

 

 

و بعد در حالی که از زمین بلند می شد گفت به این صورت دعا کنید . قلب عیسی مسیح و مریم مقدس متوجه درخواست مشتاقانه شما هست .

 

کلمات او چنان اثر عمیقی بر اذهان ما باقی گذارد که هرگز آن را فراموش نخواهیم کرد . از آن پس ما خیلی وقتها مانند آن فرشته با خضوع روی زمین می افتادیم و دعایی را که به ما یاد داده بود بارها و بارها تکرار می کردیم و آنقدر در دعا می ماندیم که خسته شویم . من فورا به همراهانم گوشزد کردم که این ماجرا باید مثل یک راز سر به مهر پوشیده باشد و باید از خداوند بابتش تشکر کنیم و آنها هم قبول کردند .

 

گذشت تا اینکه تابستان رسید و ما مجبور بودیم برای خواب نیم روز به خانه برویم . در ته باغ پدر و مادرم چاهی وجود داشت به نام آرنیرو

 

Arneiro

 

که من در موردش قبلا گفته بودم . یک روز ما داشتیم بر روی صخره سنگی ضخیم و مسطح کنار چاه بازی می کردیم که ناگهان دوباره همان شبه یا فرشته را در کنار خود دیدیم .

 

او گفت

 

چه کار دارید می کنید . دعا کنید . دعا کنید بسیار زیاد دعا کنید . قلب عیسی مسیح و مریم مقدس تصمیم دارند که فیض عظیم به شما عطا کنند . بسیار زیاد و دائما دعا کنید و قربانی دهید و تسبیح بگویید و طلب شفاعت کنید .

 

من پرسیدم ما چطور می توانیم قربانی بدهیم و او گفت

 

توسط هر آنچه که می توانید قربانی بدهید . و برای بخشایش گناهانی که خداوند را رنجانده به او تقدیم کنید . و برای بازگشت گناهکاران دعا و التماس کنید . شما با این کار می توانید صلح را در کشورتان برقرار کنید . من فرشته نگهبان آن هستم . فرشته نگهبان پرتغال . و از همه بالاتر رنجهایی را که خداوند بر شما قرار می دهید با اطاعت قبول کنید و تحمل کنید .

 

 

__________

بالاخره صبح روز شادی از سر رسید اما ساعت نه کی می رسید ؟ چقدر انتظار کشیدم خدا می داند . لباس سپیدم را بر تن کردم و خواهر ماریایم مرا به آشپزخانه برد که از پدر و مادرم طلب عفو و بخشش کنم دست آنها را ببوسم و دعای خیر آنها را بطلبم . بعد از این تشریفات کوتاه مادرم آخرین توصیه ها را گوشزد کرد . او گفت که می خواهد وقتی روح القدس وارد قلبم شد از خداوند چه تقاضاهایی بکنم . و او با این جمله با من خداحافظی کرد

 

 

 

بالاتر از همه چیز از او بخواه که تو را یک مقدسه کند .

 

 

 

کلمات او چنان اثر ماندگاری بر من گذارد که وقتی روح القدس را در قلبم گرفتم اولین درخواست و خواهشم همین بود . انگار هنوز هم صدای مادرم مثل اکو در گوشم می شنوم که از خداوند بخواهم مرا یک مقدسه کند . من با خواهرانم راهی کلیسا شدم و برادرم تمام طول راه مرا در میان بازوانش حمل کرد که حتی یک دانه گرد و غبار در طول راه روی لباسم ننشیند .

 

به محض اینکه وارد کلیسا شدم دویدم و در حضور بانویمان زانو زدم و تقاضایم را دومرتبه طلب کردم . درآنجا مدتها به لبخند دیروز بانویمان تفکر می کردم تا اینکه خواهرانم به دنبال من گشتند و پیدایم کردند که مرا به اتاق مخصوص ببرند . تعداد زیادی از بچه ها از پشت کلیسا تا درست کنار نرده های محراب کلیسا در چهار صف جمع شده بودند . دو صف برای پسرها و دو صف برای دخترها . من به عنوان کوچکترین بچه روی پله کنار محراب از همه به فرشته ها و محراب نزدیک تر بودم .

فیلم مستند فاطیما متن زیر از کامنتینگ این آدرس گرفته شده :

http://82.mihanblog.com/1384/4/Page-2.ASPX
ابراهیم حاتمی کیا چند سال پیش سفری داشت به پرتقال و در مورد فاطیما تحقیقات گسترده ای برای فیلمش انجام داد. اما در آخر متوجه شد فاطیما حضرت فاطمه زهرا (س) نیست. وقتی برگشت به ایران تصاویری به برای تحقیقات گرفته بود رو به موسسه حضرت فاطمه زهرا داد. چون تهیه کننده فیلم اون بود و تصاویر قانونا متعلق به اون موسسه بود. چند بعد در یک اقدام غیر قابل باور موسسه تصاویر رو به یک فیلم مستند تبدیل کرد و به سیمای جمهوری اسلامی داد و سیما هم نامردی نکرد و اون رو پخش کرد. یک اقدام غیر قابل توجیه. بارها و بارها اون تصاویر پخش شد و آنچنان در ذهن و روح مردم نشست که وقتی حاتمی کیا اعلام کرد که اون حضرت زهرا نیست به تهدیداتی همچون کافر مواجه شد. شما خودتون می دونید که حاتمی از نزدیکان من هستش و من دارم حقیقت امر رو بیان می کنم. پس واقعیت رو قبول کنید و از شرک ورزیدن به حضرت زهرا (س) بپرهیزید. ... سبز باشید.

برای اینکه هویت بانوی فاتیما برای ما روشن شود به گفته های خود خانم لوسیا رجوع می کنیم .زیرا مریم مقدس خود را بر او مکشوف نمود . این خانم یک عمر راهبه زندگی کرد و در سال 1385 هم راهبه از دنیا رفت و با لباس رهبانیت به خاک سپرده شد . برخی ادعا دارند که پاپ او را به زور در صومعه حبس کرد که لطمه ای به دنیای مسیحیت نخورد . اما این ایده بسیار دور از ذهن به نظر می رسد که بانویی مقدس بر شخصی خود را مکشوف نماید که اعتمادی به او نیست و از ترس جانش در صومعه پنهان می شود ! در خاطرات لوسیا می خوانیم که بچه های فاطیما تا چه حد بر روی گفته های خود اصرار داشتند و حبس و هتک حرمت و تهدید ها هم آنها را از گفتن حقایق باز نداشت و همواره از تجلی حضرت مریم سخن می گفتند و بر روی گفته های خود پافشاری می کردند  . ایشان زندگی نامه خود و تمام وقایع فاطیما را در کتابی به نام فاطیما از زبان لوسیا نوشته اند . و ما هم با استنادبه گفته های همین راهبه کاتولیک پیش می رویم :

ادامه مطلب ...

بانویی که در فاطیما ظاهر شدند خود را بانوی تسبیح معرفی کرد . بر خلاف عقیده رایجی که وجود دارد و گاها افراد فکر می کنند بانو خود را فاطیما معرفی کرده است . در حالیکه همه منابع موجود نوشته اند که بانو خود را بانوی تسبیح معرفی کرد و بعدها به نام بانوی فاطیما شناخته شد زیرا در شهر فاطیما ظهور کرده بودند . ولی معرفیی که از زبان خودشان در دست هست این است که من بانوی تسبیح هستم .

I AM THE LADY OF ROSARY

بانوی تسبیح یا بانوی تسبیح مقدس یک لقب برای حضرت مریم است .تسبیح یک روش دعا است و بانوی تسبیح هم به همین موضوع دلالت دارد . علت و منشا این لقب برای حضرت مریم هم بر می گردد به ظهور مریم مقدس بر دومینیک مقدس در کلیسای پرویل در سال 1208 میلادی

Marian apparition to Saint Dominic in 1208 in the church of Prouille.

در سال 1208 میلادی حضرت مریم در کلیسایی بر دومینیک ظاهر شد و تسبیحی به او داد و به همین دلیل لقب بانوی تسبیح به مریم مقدس داده شد .

ادامه مطلب ...

ترجمه شده از اینجا

 

در متن زیر می خوانیم که چطور حضرت مریم خود را با نام  بانوی تسبیح  معرفی می کنند و می بینیم که زمانی که مردم معجزه خورشید را در آسمان می دیدند لوسیا و جاسینتا و فرانچسکو تصاویر یوسف نجار و عیسی مسیح و مریم مقدس را در آسمان و کنار خورشید می دیدند .

ادامه مطلب ...
 
خانم لوسیا خاطرات خود از دیدار حضرت مریم را در کتابی به نام فاطیما از زبان لوسیا نگاشته است . در این کتاب خانم لوسیا درباره معجزه فاطیما می نویسد و خاطراتش را از کودکی تعریف می کند و بارها و بارها نام مریم باکره مقدس مادر مقدس را ذکر می کند و همیشه گفته که ما حضرت مریم را دیدیم . خانم لوسیا به وسعت یک عمر راهبه کاتولیک بودند و در نود و اندی سالگی هم در لباس رهبانیت رخت از جهان فرو بستند . ادامه مطلب ...

فاتیما  ، اسم روستایی است  که حضرت مریم باکره مقدس در آنجا ظهور فرموده اند .و قبل از تجلی مریم مقدس در روستای فاتیما هم اسم این روستا همین بوده است  برای اطلاعات بیشتر در مورد شهر فاتیما می توانید اینجا یا اینجارا ببینید که ویکی پدیای پارسیست .

حضرت مریم مقدس در اقصی نقاط دنیا ظهور پیدا کرده اند . از جمله در لورد فرانسه بر برنادت سوبیرو  ، در پاریس بر کاترین لبور و ماجرای مدال معجزه آسا  ، مجوگوریه در بوسنی و هرزگوین بر شش نوجوان ، واتیکان ، مصر ، ایتالیا ، گاراباندل و .... خیلی جاهای دیگر.در آدرس زیر لیست کامل تجلیات مریم مقدس آورده شده :

 

http://www.apparitions.org 

 

در همان جدول در سال ۱۹۱۷ می توانید تجلی فاطیما را هم ببینید .

 

 اصولا رسم بر این اسم که حضرت مریم را متناسب با  آن مکانی که ظهور فرموده اند می نامند . مثل

بانوی لورد ما ، بانوی کوه کارمل ، بانوی گاراباندل ، بانوی مجوگوریه بانوی فاتیمای ما  و غیره ...

در نت هم می توانید این اسامی را به این صورت سرچ کنید.

 

Our lady of Lourdes

 

Our lady of miraculous medal

 

Our lady of Medjugorje

 

Our lady of grace

 

و بالاخره

 

Our lady of FATIMA

 

و کلا نام بانوی ما برای کاتولیکها دلالت می کند به نام مقدس مریم باکره .

 

و دیگر اینکه خود بانو خود را بانوی تسبیح معرفی کردند و بانوی تسبیح یکی از القاب حضرت مریم است که پیشنه آن بر می گردد به سال ۱۲۰۸ میلادی و توضیح این تجلی ...

 

 

بانوی تسبیح یا بانوی تسبیح مقدس یک لقب برای حضرت مریم است .تسبیح  یک روش دعا است و بانوی تسبیح هم به همین موضوع دلالت دارد .  علت و منشا این لقب برای حضرت مریم  هم بر می گردد به ظهور مریم مقدس  بر دومینیک مقدس در کلیسای پرویل در سال 1208 میلادی

Marian apparition to Saint Dominic in 1208 in the church of Prouille.

در سال 1208 میلادی حضرت مریم در کلیسایی بر دومینیک ظاهر شد و تسبیحی به او داد و به همین دلیل لقب بانوی تسبیح به مریم مقدس داده شد .

 

و هیچ کجا نفرموده اند که من فاتیما هستم اصولا رسم بر این است که مریم باکره را متناسب با مکانی که در آنجا ظهور فرموده اند می نامند . حضرت مریم القاب بی شماری دارند که دلالت می کند بر مکانی که ظاهر شده اند . مثل :

 

Our lady of Lourdes

 

Our lady of miraculous medal

 

Our lady of Medjugorje

 

Our lady of grace

 

 و همینطور

 

OUR LADY OF FATIMA

 

این تعریفی بود که بانو از خودشان داشتند . بانوی تسبیح . بعدا کلیسا اقب بانوی فاطیما را به ایشان داد زیرا در شهر فاطیما این تجلی صورت پذیرفته بود . و به ایشان لقب بانوی فاطیمای ما داده اند . این لقبیست که بعدها  از طرف کلیسا به حضرت مریم داده شد . به خاطر اینکه محل ظهور شهر فاطیما بود . و بانو هرگز خود را فاطیما معرفی نکردند .

مریم مقدس در تجلیات سلسله مراتبی خود گاها خود را با لقبی که در تجلیات قبلی به ایشان اطلاق شده می نامند . مثلا دو سال قبل از ظهور مریم مقدس بر برنادت سوبیر کلیسا لقب لقاح مطهر را به مریم مقدس داد . و در تجلی لورد حضرت مریم خود را با نام لقاح مطهر می شناساند که برنادت حتی معنای آن را نمی دانست .

در تجلی فاطیما هم بانو خود را با اسم بانوی تسبیح می شناساند . همان لقبی که از هفتصد سال قبل به او اطلاق شده است .



حضرت مریم در شهری به نام فاطیما بر کودکان روستایی ظاهر شد و لقب بانوی فاطیما به وی منسوب گشت . این در حالیست که اسم این شهر حتی قبل از ظهور حضرت مریم فاطیما بوده است . برخی از شیعیان سعی کرده اند معجزه فاطیما را به عالم شیعه منسوب کنند . در حالیکه اسم شهر فاطیما از اسم دختری به نام فاطمه نشات گرفته که دختری مسلمان بود ولی غسل تعمید گرفت و به آیین مسیحیت گروید . در زیر ماجرایی که باعث شد اسم شهر فاطیما را از عبدگاس به فاطیما تغییر دهند می خوانیم .



منبع

برگرفته از سایت خلاصه ای از کتاب راهنمای فاتیما توسط لئو مادیگان

by Leo Madigan

گونچالو هرمیگس Gonçalo Hermingues فرمانده سوارکاران مسیحی ، در طی سفر ، شیفته زن جوانی در ناحیه به اسم فاطمه شد و از پادشاه اجازه خواست که با فاطمه ازدواج کند . پادشاه با درخواست وی موافقت کرد مشروط بر اینکه فاطمه هم موافق باشد و به آیین مسیحیت بگرود . ظاهرا فاطمه هم به گونچالو علاقمند بوده زیرا با هر دو درخواست گونچالو موافقت کرده و نام مسیحی اروینا Orean را بر خود نهاد . هدیه ازدواج پادشاه هم روستای آبدیگاس Abdegas بود که این شهر را به اسم معشوقه جدیدش « اروینا » نامگذاری کرد . و امروزه آن را با نام مخفف شده اروم Ourém مینامند .

اروینا در جوانی چشم از جهان فروبست .

گونچالو در سوگ از دست دادن فاطمه به صومعه آلکوباچا Alcobaça پیوست . بعد از مدتی رئیس راهبان جسد فاطمه « اروینا » را به گوری در زمینهای رهبانی صومعه منتقل کرد که در نزدیکی همان روستای زوج جوان بود ( همان روستایی که پادشاه به عنوان هدیه ازدواج به فاطمه بخشیده بود ) در آنجا به یادبود فاطمه کلیسای کوچکی ساخته شد . و اسم منطقه را هم فاطیما گذاشتند . زیرا نام جدید و تعمیدی و مسیحی او را قبلا بر روستای اروم گذاشته بودند و برای این مکان که خیلی نزدیک اروم بود نام قبلی و اسلامی او را گذاشتند . نام قبلی و مسلمانی او که موقع تولد بر او گذاشته بودند فاطمه بود .

ادامه مطلب ...

فاتیما ، اسم روستایی است که حضرت مریم باکره مقدس در آنجا ظهور فرموده اند .و قبل از تجلی مریم مقدس در روستای فاتیما هم اسم این روستا همین بوده است . برای اطلاعات بیشتر در مورد شهر فاتیما می توانید اینجا یا اینجا را ببینید که صفحاتی از ویکی پدیای پارسی هستند .

ادامه مطلب ...

مطالب این وب از منابع دیگریست و گفته های نویسنده نمی باشد . هدف این وب در ابتدا پرداختن به تجلیات حضرت مریم بود . تجلیات لورد و مدال معجزه آسا و مصر و فاطیما شرح داده شد . در مورد فاطیما هم قرار بود بعد از شرح ماجرا به تجلی بعدی پرداخته شود ولی در این رابطه  شبهات بسیار زیادی وجود داشت که باعث شد مدتی طولانی  بحث بر روی این مورد خاص متمرکز شود . مطالب این وب  ایده ها و دیدگاههای  نویسنده این وب نیست و من صرفا در این رابطه تحقیق و تفحس می کنم و نتیجه را با خوانندگان سهیم می شوم . به شخصه نظر قطعی در مورد چند و چون ماجرا ندارم . متن زیر نتیجه تفکر و تحقیقات فردیست که معتقد است معجزه ای وجود نداشته . خواندن دیدگاههای او خالی از لطف نیست . در ادامه مطلب ....
___________________________

در سیزدهم ماه می سال 1917 ، یعنی در قرن بیستم ، در روستایی به نام فاطیما ( = فاطمه ) ، زنی ظهور می کند و به نزد سه کودک می رود. آن سه کودک ، یعنی ، لوسیو سنتز ، ژاکینتا مارتو و فرانچسکو مارتو ، گزارش کردند که چنین خانمی دیده اند و بر این باور بودند که او مریم مقدس (سلام الله علیها ) بوده است. لوسیو سنتز ، در مورد این زن می گوید که او از خورشید نورانی تر بود.
در اکثر نقاشی هایی که از این زن کشیده اند ، او حجاب داشته و به همین دلیل وی را زنی مقدس و پاکدامن فراخواندند . به او ، اسمِ « بانوی تسبیح » را دادند. بانوی فاطیما ، ادعا کرد که من از طرف خدا هستم و پیامی از او آورده ام که برای همه ی مردان ، زنان و کودکان است. در اولین ملاقات خود با سه کودک ، او تعهد کرد که تمام جهانیان در آسایش خواهند بود ، و بسیاری از ارواح به بهشت خواهند رفت ، تنها در صورتی که پیامش را شنیده و فرمان بریم. او گفت که خداوند بر سرتان بلا نازل خواهد کرد ، مگر اینکه پیام مرا که از خدا آورده ام اطاعت کنید.
از آن پس ، این پیام برای مردم کمی نگران کننده شد. پدر مقدس ، در این مورد گفت : « پیام فاطیما ضروری تر ، و وارد تر است ( آن را بیشتر جدی بگیرید ) » .
او به نوعی ، پیامبر گونه عمل کرد.


==========

معجزه

یک نشانه ی بزرگ که به عقیده ی بسیاری الهی بودن بانوی فاطیما را تایید می کند ، چیزی بسیار عجیب است و باور آن بسیار سخت است ! و آن ، چرخش خورشید است. هنگامی که بانوی فاطیما و سه کودک ، مشغول صحبت هستند ، و مردم نیز در صحنه هستند ، در حضور هفتاد هزار شاهد ، خورشید شروع می کند به حرکات زیگ زاگ واری در آسمان. کودکان ، به نام بانوی فاطیما ، این واقعه را پیشبینی کرده بودند! بنابراین ، بسیاری باور کرده اند که این ، نشانه ای بزرگ از طرف خداوند بوده تا به آنها ثابت شود که آن بانو از طرف خدا بوده است. جالب تر از این ، این است که هفتاد هزار نفر ، همگی به راحتی به خورشید خیره شده بودند بدون آنکه چشم هایشان اذیت شود. وقتی همه آن را نگاه می کردند ، خورشید کوچک و بزرگ می شد ، رنگ خود را عوض می کرد و با حرکاتی زیگ زاگ وار در آسمان حرکت می کرد ، به آنها نزدیک میشد و دوباره دور میشد! این روی داد را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
به گفته ی برخی ، او معجزه ای دیگر نیز داشت . بانوی فاطیما ، آبی به وجود آورد که شفا بخش بود. این آب ، در 90 مایلی شمال لیسبون ( در روستای فاطیما ) ، در پرتقال بود.
در پی این وقایع ، بعضی زیاده روی کرده ، او را مادر خدا نامیدند! بعضی دیگر او را مریم مقدس دانستند. از نظر شخص بنده ، او مریم مقدس (س) نبوده . در انتها بیشتر خواهم گفت.
مکانی که در آن ، بانوی فاطیما به ملاقات سه کودک می آمد ، بسیار مقدس شمرده شد ، و یک مکه ی کوچک لقب گرفت که از سراسر جهان ، برای دیدن آن ، می رفتند ؛ اما در زمانی زود ، اما کمی بعد ، این مکان ، یا هر خانه ای که بوده است ، غیب می شود !
از سه کودک ، به غیر از لوسیو ، 2 کودک دیگر کمی بعد از دنیا رفتند و لوسیو ، طبق گفته ی بانوی فاطیما ، زنده ماند.


سه راز

بانوی فاطیما ، از سه راز سخن می گوید. در سیزده July ، بانوی فاطیما ، به کودکان می گوید که می خواهد آنها را وارد سه راز بکند.
راز اول ، جهنم ، از قول یکی از سه کودک ( که احتمالا "لوسیو" ست ) :
« بانوی ما ، به ما دریایی بسیار بزرگ از آتش را نشان داد که در زیر کره ی زمین بود. در این آتش ، ارواح و شیاطین همه جا را گرفته بودند. آنها می سوختند. در آتش شناور بودند ، با شعله های آتش بالا می رفتند ، به پایین می آمدند ، بدون وزن و تعادل. و در میان جیغ و داد می کردند و از شدت درد و ناامیدی ، می نالیدند . ما از این ترسیدیم و برای ما ناگوار بود. شیاطین دیگران را می ترساندند ، شکلی تهوع آور داشتند ، شبیه به جانورانی ناشناخته و وحشتناک بودند. همه ی آنها سیاه و شفاف بودند ! ... ، چگونه می توانیم از مادرمان متشکر باشیم که این ها را به ما نشان داد؟ کسی که پیش از این نیز ما را آماده ساخته بود با وعده هایش ، در اولین حضور ، که ما را به بهشت ببرد . و گرنه ، من فکر می کنم که ما از شدت ترس و وحشت دیدن آن صحنه ها ، می مردیم » .
شاید در نظر بسیاری از شما خوانندگان ، این مکان ، جهنمی بوده که پیامبر خدا از آن خبر داده است. اما آیا واقعا چنین است؟ آیا بانوی فاطیما ، واقعا بانویی مقدس و از طرف خداست؟ آیا یکی از بزرگان است و یا اینکه موجودی فرازمینی ست با قدرت های زیاد؟ مسلما هیچ جوابی نداریم. از طرفی ، خداوند آخرین پیامبر خود را 1450 سال پیش فرستاد و از طرفی ، نمی توانیم به قطع بگوییم که او با خدا ارتباط نداشته است. شاید ، به عقیده ی بسیاری ، او حضرت مریم (س) بوده. شاید یک فرشته بوده! یا شاید هم افسانه ای بیش نیست.
هیچ کس نمی تواند به قطع در مورد برنامه های خدا در عالم بشریت نظر دهد. او هر کاری بخواهد می کند . شاید واقعا پیامی داشته ، و آن را فرستاده. در این صورت ، بانوی فاطیما ، یک پیامبر می شود. و این امکان ندارد. اما شاید هم ، یکی از اؤلیای خود را فرستاده ، که در جایی بسیار دور ، شاید در برزخ ، زندگی می کرده ! چیزی که انکاری به وجود آن نیست ، بانوی فاطیما و هفتاد هزار نفری ست که او و اتفاقات زمان او را ( که چندان هم دور نبوده است ) دیده اند. بنابراین چنین کسی وجود داشته. اما واقعا چه موجودی بوده؟ از سیاره ای دیگر ؟ از آن جهان ؟ از طرف خدا ؟
معمولا بشر ، برای چنین اتفاقاتی ، بیشتر به انکار و خرافات روی می آورد. چون جوابی منطقی وجود ندارد.
با بررسی راز دوم ، شاید بتوانیم بیشتر در مورد ماهیت این داستان و بانوی این روستا ، نظر بدهیم.
راز دوم شامل این است که چگونه می توانیم ارواح را از رفتن به جهنم نجات داده و جهان را به کاتولیک ، مبدل کنیم :
« شما جهنم را در جایی که ارواح گناهکار در آن می روند ، دیده اید ، ... ، اگر هر آنچه که به شما می گویم انجام شود ، بسیاری از ارواح از جهنم نجات می یابند و آن جا مکانی آرام خواهد شد. جنگ به پایان خواهد رسید : اما اگر مردم آتش بس نکنند ، به خدا ظلم کرده اند. چیز بدتری شیوع پیدا خواهد کرد در زمان امامت پاپ پایوس. وقتی شما می بینید که شب با یک نور ناشناخته روشن شده است ، بفهمید که آن نشانه ای بزرگ از طرف خدایتان است که او می خواهد جهان را به وسیله ی جنگ مجازات کند ، به خاطر گناه های جهانیان. با آمدن جنگ ، خشکسالی و آزار کلیسا ها و پدر روحانی نیز به دنبالش خواهند آمد ، ... ، اگر به درخواست های من جامه ی عمل بپوشانید ، روسیه عوض می شود و در آنجا صلح بر قرار خواهد شد. اگر نه ، روسیه خطاهای خود را به جهان ساطع خواهد کرد. جنگ ها را آغاز کرده و کلیسا را آزار خواهد داد. خوبی ، شهید راه خدا می شود. پدر روحانی ، زیر شکنجه های زیادی می رود ، نژاد های گوناگونی از بین می روند. در پایان ، قلب معصوم من پیروز خواهد شد. پدر مقدس ، روسیه را وقف من خواهد کرد ، و باید مبدل شود. و عصر صلح صاحب امتیاز جهان خواهد شد » .
شاید بتوان گفت که بانوی فاطیما ، مقصودش بر آن بوده که جنگ جهانی اول را خاتمه دهد. چنانچه می دانیم ، جنگ جهانی اول ، در سال 1918 خاتمه یافت و بانوی فاطیما ، سخنانش را در یک سال قبل ، سال 1917 ارائه داد. شکی نیست که روسیه در آن هنگام ، به همراه انگلستان و فرانسه ، مستعمراتی در اختیار داشت. آیا بانوی فاطیما هیچ اثری بر این جنگ و خاتمه ی آن داشته است؟ هیچ مطلبی بر تصدیق این مورد نیست.
پاپ پایوس ، در سال 1952 ، در این رابطه نامه ای نوشت : « ... تنها در چند سال پیش ، ما انسانی بی عیب و پاک را تقدیس کردیم به قلب پاک مریم مقدس ، مادر خدا . بنابراین امروز نیز ، ما تمام مردم روسیه را وقف این قلب معصوم می کنیم ... » .
در این مورد ، بنده قضاوتی از خود سر نمی دهم و به شما وا می گذارم. اما چند سؤال مطرح می کنم :
چگونه می توان مطمئن بود که سخنان بانوی فاطیما ، تحریف نشده اند ؟! آیا شخص دیگری این سخنان را نپرانده ؟
برای مختصر شدن ، راز سوم را ذکر نمی کنیم و برای کسانی که دوست دارند بدانند ، لینک می فرستیم!
اما قرار شد که در مورد 2 مطلب ، بیشتر توضیح دهم. اولی ، در مورد چرخش خورشید بود. بد نیست که ابتدا مطالب یک روزنامه ی مشهور پرتقالی را در این مورد بخوانیم و بعد نظر یک نویسنده ( منظور من نیستم ) را :
« قبل از آنکه چشمان جمعیت متحیر شود ، که جنبه ای توراتی داشت ، در حالی که مردم آسمان را جستجو می کردند ، خورشید درخشید و حرکاتی غیر منتظره و خارج از قوانین منظومه ی شمسی انجام داد . خورشید ، در مقابل جمعیت زیادی از مردم ، شروع به رقصیدن کرد . چنانچه مردم می گفتند ! »
و حال نظر یک نویسنده ، این بوده است که واقعا خورشیدی نبوده که برقصد! آن شیء ، جز بشقاب پرنده ، چیزی بیش نبوده است.
ما هم اکنون در قرن 21 زندگی می کنیم و بسیاری از گزارشات مشاهده ی UFO ها را شنیده ایم. در زمان 1917 ، چیزی به عنوان Ball Lighting که به زبان ما ، بشقاب پرنده ترجمه می شود ، وجود نداشت و اواخر جنگ جهانی دوم بود که نیرو های هوایی ، اعلام به مشاهده ی این گونه اجسام کردند و آن ها را از آن پس ، UFO ، یا Unidentified Flying Object ، نامیدند.
اما مطلب دوم ، در مورد این بود که من این شخص را مریم مقدس و به طور کلی ، از اولیای بزرگ الهی نمی دانم. این نظر شخص من است. آیا کسی نظری مکمل دارد؟


نتیجه ی مطلب

بانوی فاطیما ، واقعا کیست؟ می دانیم که نمی توان این را داستان و یا افسانه نامید. حتی خواهر Lucio در همین سه سال پیش ، در 97 سالگی دار فانی را وداع گفت! این وقایع ، توسط افراد بسیاری تایید شده اند و جایی برای انکار و تکذیب آن باقی نگذاشته اند! آیا بانوی فاطیما ، واقعا کسی بوده که از آنسوی آسمان ، از سیاره ای دیگر آمده؟ یا اینکه جهان را درگیر دروغی بزرگ برای گسترش مسیحیت کرده اند؟ واقعا چه جواب هایی می توان برای راز های او عنوان کرد؟ حقیقت چیست؟
بسیار خرسند می شوم که نظرات شما را مطالعه فرمایم.
با تشکر
موفق باشید.


برگرفته از فروم دارینوس

----------------------------------------------------------
مطلبی جالب از آدرس زیر
http://ufo.blogfa.com

پدیده بشقاب پرنده از دیدگاه یونگ
بشقاب‌های پرنده نمونه نادری از یک شایعه بصری است که با تصاویر ذهنی جمعی که جنگجویان صلیبی در جریان محاصره اورشلیم لشکریان مستقر در مانز در جریان جنگ جهانی اول یا کاتولیک‌های گردآمده در فاطیما دیده‌اند ارتباط نزدیکی دارد .

ریشه‌های این شایعه را می‌توان به کمک دو فرضیه روشن ساخت :یک رویداد فیزیکی واقعی مبنای شکل‌گیری افسانه‌ای متناظر با خود می‌شود یا یک کهن‌الگو تجربه‌ای شهودی به وجود می‌آورد و شایعه پا می‌گیرد .به طور کلی پدیده اشیا پرنده ناشناخته از نقطه نظر روان‌شناختی و تاریخی ارزش بررسی دارد زیرا نمونه‌ای عالی از چگونگی شکل‌گیری یک افسانه یا اسطوره‌های زنده به دست می‌دهد .
همچنین روشن می‌سازد که چگونه در طول دوران‌های سرگشتگی و فشار روانی گسترده داستان‌هایی معجزه‌آسا درباره مداخله قریب‌الوقوع موجودات فرازمینی یا قدرت‌های آسمانی پا می‌