X
تبلیغات
رایتل

راز سوم فاتیما در 13 جولای 1917 در کوا دا ایرای فاطیما اتفاق افتاد :

 

متن زیر ، راز سوم فاتیماست که خانم لوسیا داس سانتوس در کتاب « فاتیما از زبان لوسیا » نوشته است .

 

و از دست نوشته های این خانم راهبه برداشته شده است . و از این وب سایت

که نسخه الکترونی کتاب « فاطیما از زبان لوسیا » می باشد ترجمه شده است :

 

متن راز سوم فاطما را با اطاعت از شما و خدای پدر که به من امر فرموده که چنین کنم ، اسقف لئیریا

 

Leiria

 

و مادر مقدس حضرت مریم می نگارم :

 

بعد از دو راز اول و دوم فاطیما که خدمت شما شرح دادم ، ما در بالا و سمت چپ حضرت مریم ، فرشته ای را دیدیم که در دست چپش یک شمشیر شعله ور گرفته بود . شمشیر شعله ور چنان  اخگرهای آتشین به هر سو می پراکند که  انگار می خواهد همه عالم را به آتش بکشد . ولی بانوی ما از دست راستش تشعشعاتی می تاباند که گلوله های آتش در برخورد با این تشعشعات خاموش می شدند . فرشته در حالیکه با صدای بلند گریه می کرد با دست راستش به سوی کره زمین اشاره کرد . و سه مرتبه گفت :

 

توبه ، توبه ، توبه

 

و بعد منظره ای جلوی چشم ما ظاهر شد که در آن مرد سپید پوشی را مشاهده کردیم  . اعتقاد ما این است که آن مرد سپید پوش کسی نبود جز پاپ ! صحنه ای که دیدم مثل تصویر متحرکی بود که در یک آینه ظاهر می شود . مثل وقتیکه کسی از جلوی آینه عبور می کند

 

دیدیم که اسقفها و کشیشها و راهبه ها و راهبها در حال بالا رفتن از یک کوه هستند که در نوک قله آن کوه یک صلیب بسیار بسیار بزرگ از کنده های درخت بلوط قرار داشت .


قبل از رسیدن به آنجا پاپ را دیدیم که از میان شهری با قدمهای سست و لرزان می گذرد . او بسیار غمزده و محزون بود . او داشت برای ارواح جسدهایی که در راه میدید دعا می کرد . وقتی به نوک قله رسید در مقابل صلیب بزرگ زانو  زد و ناگهان توسط یک گروه از سربازان مورد اصابت گلوله های تفنگ و نیزه قرار گرفت . سربازان به همین ترتیب سایر اسقفها و کشیشها و راهبه ها و مردان روحانی و همین طور سایر مردم از طبقات و جاهای مختلف را به گلوله بستند . در زیر دو بازوی صلیب دو فرشته بودند که هر کدام یک کاسه کریستالین در دست داشتند . و خون شهدا را در کاسه هایشان جمع می کردند . و داخل کاسه ها ، ارواح شهدا به سوی خدای پدر می شتافت .  



 منبع ... وب سایت رسمی فاطیما

 

 

راز دوم فاطیما

 

در 13 جولای 1917 مادر مقدس بعد از اینکه سرنوشت ارواح شریر و دوزخیان  را طی راز اول فاطیما به سه چوپان خردسال  فاطیما نمایش داد ، دومین راز از اسرار سه گانه فاطیما را برای آنها فاش کرد . قسمت دوم راز فاطیما  اساسا مربوط است به کشور روسیه کمونیستی و درخواست خداوند مبنی بر تقدیس روسیه به قلب معصوم  مادر مقدس و عشای ربانی توبه در اولین یکشنیه و نتایج قصور و کوتاهی و بی اعتنایی نسبت به این درخواستها . متن زیر از یادداشتها و خاطرات  خواهر لوسی در مورد راز دوم فاطیما برداشته شده است : ادامه مطلب ...
منبع ... وب سایت رسمی فاطیما

 

اسرار سه گانه فاطیما

 

راز اول فاطیما

 

 

فاطیما

 

رازی که در 13 جولای 1917 بر سه کودک چوپان افشا شد ، شامل سه قسمت بود . قسمت اول اسرار فاطیما در یادداشتهای سوم و چهارم خواهر لوسی که  در سال 1941 بنا به دستور اسقف عالی مقام نگاشته ، کاملا فاش شده و توضیح آن در نسخه دست نویس خواهر لوسی موجود است .

 

کتاب فاطیما از زبان خواهر لوسی

 

این بخش اول راز فاطیما توضیح می دهد که در آن روز ، لوسی و جاسینتا و فرانچسکو شاهد چه منظره ای بودند و چه دیدند . متن زیر از دست نوشته های خواهر لوسی برداشته شده است :

 

فاطیما

 

او ( بانوی فاطیمای ما ) درست مانند دو ماه پیش دستهایش را از هم گشود . شعاع ها و اشعه های نوری ظاهر شد که به زمین نفوذ می کرد و ما یک دریایی از آتش و اخگر مشاهده کردیم . در درون این آتش ، شیاطین و ارواح شریر و ملعون به شکل و هیبت انسانی  معلق بودند ،

 

مانند زغال های گداخته همه سیاه بودند و مثل برنز سوخته بودند و در حریق بزرگ معلق بودند .

 

جهنم

حریق با شعلهای سر به فلک کشیده غوغا می کرد و توده ابری از دود  بوجود آورده بود . که مانند جرقه های آتش به هر سو پراکنده می شد . ارواح فریاد و ناله های گوشخراشی از سر درد و نومیدی سر داده بودن که ما را خیلی ترسانده بود و از ترس می لرزیدیم . ( دیدن این صحنه مرا به گریه انداخته بود و مردم گفتند که صدای گریه مرا می شنیدند ) . شیاطین با شباهت ترسناک و زننده به حیوانات وحشتناکی که معلوم نبود چه هستند ، از سایر ارواح شریر قابل شناسایی بودند . آنها سیاه و شفاف بودند درست مثل زغال گداخته . دیدن این صحنه یک لحظه طول کشید .

 

جهنم شیطان

 

و ما تا چه حد از مادر آسمانیمان سپاسگزار بودیم که در همان اولین دیدار قول بهشت برین را به ما داده بود . و اگر این قول را به ما نداده بود فکر می کنم ما سه تا از ترس جهنم مرده بودیم .

بعد بانوی ما به بچه ها توضیح داد که آنچه دیدید صحنه ای از جهنم بود جایی که ارواح گناهکاران بیچاره به آنجا خواهند رفت .


 

13 سپتامبر 1917

 

در 13 سپتامبر جمعیت کثیری از هر سو به فاطیما آمده بودند و در آنجا گردهمایی کرده بودند . در حوالی نیمروز بود که بچه ها آمدند

 

بچه های فاطیما

 

و بعد از یک صاعقه نورانی معمول ، بانوی درخشنده را در بالای درخت مشاهده کردند . و بانو با لوسیا صحبت کرد و به او گفت به دعا و تسبیح روزانه به منظور پایان یافتن جنگ ادامه بدهید . در ماه اکتبر خداوند ما عیسی مسیح همانند بانوی دلورس و بانوی کارمل خواهد آمد .

 

Our Lady of Dolours and Our Lady of Carmel

 

جوزف مقدس به همراه عیسی در آغوشش خواهد آمد و دنیا را برکت خواهد داد .

 

(توضیح : جوزف مقدس طبق متن کتاب مقدس یازدهمین فرزند یعقوب  و همسر مریم باکره است . )

 

خداوند از قربانی و شفاعتهایی که به جا آورده اید خشنود است . خداوند نمی خواهد که شما شبها با طناب بسته به دور کمرتان بخوابید . او فقط می خواهد در طول روز طناب را ببندید .

 

سپس لوسیا عریضه اش را بابت شفای بیماران به میان آورد که بانو به او چنین پاسخ داد . بله من عده ای را شفا خواهم داد و نه همه را . در ماه اکتبر معجزه ای را به نمایش خواهم گذاشت که همگان باور کنند . وقتی این را گفت به سوی آسمان بلند شد و به سمت شرق به حرکت درآمد و ناپدید شد .

 

13 اکتبر 1917

 

انتشار خبر معجزه همگانی باعث تفکر عمیق و شدیدی در بین مردم پرتغال شده بود .

آقای آولینو دی آمدیا

 

Avelino de Almeida

 

که یک روزنامه نگار بود در روزنامه آنتی مذهبی سکولو

 

O Seculo

 

یک مقاله تمسخر آمیز منتشر کرده بود که در آن حماقت و سادگی انسانها را  در قبال  این پدیده به تمسخر و استهزا کشیده بود .

 

 

                                  Avelino de Almeida

 

در روز سزدهم ، با وجود طوفان سهمگینی که منطقه کوهستانی اطراف فاطیما را شلاق می زد ، دهها هزار تن از مردم از سایر شهرها به منطقه کوا دا ایرا آمده بودند . خیلی از مردم با پای برهنه  در حالی می آمدند که هم صدا با هم تسبیح و ذکر می گفتند . در اواسط صبح و نزدیک ظهر وضعیت آب و هوا باز هم بدتر شد و باران تند و سهمگینی در آسمان کوا دا ایرا باریدن گرفت .

 

بچه ها نزدیک ظهر به درخت فاطیما رسیدند و شاهد فلش نورانی بودند که مریم مقدس همیشه قبل از ظهورش آشکار می کرد . لوسیا برای بار آخر از بانو پرسید که شما چه تقاضایی از ما دارید

 

لوسیا فاطیما

 

و بانو پاسخ داد که من می خواهم که در این منطقه به احترام من کلیسایی برپا شود . من بانوی صاحب تسبیح هستم . هر روز به گفتن ذکر و تسبیح ادامه دهید . جنگ در حال اتمام است و سربازان به زودی به خانه هایشان باز می گردند .

 

 

لوسیا دوباره تقاضایش را مبنی بر شفای بیماران مطرح کرد که به او پاسخ داده شد که اگر مردم خواهان شفا و تغییر و تحول هستند لازم است که زندگی هایشان را اصلاح و متحول کنند و برای گناهانشان طلب بخشایش کنند لوسیا ادامه می دهد که گرد غم و اندوه بر چهره بانو نشسته بود او به ما گفت بیشتر از این از فرامین الهی سرپیچی نکنید زیرا تا به همین جا خداوند بسیار مورد بی اطاعتی قرار گرفته است . سپس در حالی که دستهایش را به طرف آسمان بلند کرده بود به سوی آسمان به حرکت درآمد و حتی از گذشته نیز درخشانتر شد و ناپدید شد . او در حالیکه مرتب به صور و شکلهای متعدد در می آمد که فقط بچه ها شاهد آن بودند ناپدید شد .

 

معجزه خورشید

 

در همین زمان جمعیت بیکران حاضر در فاطیما شاهد یک معجزه واقعی بود . ابرهای سیاه از هم شکافته شدند و خورشید همانند یک قرص خاکستری رنگ تیره و گرفته یه تمامی آشکار شد . معلوم شد که آولینو دی آلمدیا در نشریه ضد مذهبی سکولو در مقاله استهزا آمیزش در مورد فاطیما بسیار پیش داوری کرده است .

 

 

 

 یک ناظر می توانست ببیند که سرهای کل جمعیت کثیر حاضر در فاطیما به سوی خورشید چرخید که بدون تاثیر از ابرها در نوک قله آسمان ظاهر شده بود . ابرها کاملا از جلوی خورشید کنار رفته بود و خورشید به تمامی خودنمایی می کرد .  خورشید مثل یک پلاک نقره تیره و گرفته به نظر می رسید و می شد بدون ایجاد کوچکترین ناراحتی به آن خیره شد . مثل این بود که یک خورشید گرفتگی صورت گرفته باشد . ولی ناگهان یک فریاد و فغان هنگفتی به هوا بلند شد و می شد شنید که مردم در نزدیکی انسان در حال جیغ و فریاد هستند . همه فریاد زنان می گفتند

معجزه ... معجزه ...

 

تصویر معجزه خورشید در فاطیما

تصویر بالا مربوط به روزنامه های آن زمان است که معجزه خورشید در فاطیما را نشان می دهد

 

در جلوی دیدگان متحیر جمعیت که اعتقادات مسیحی داشتند و با سرهای برهنه  آسمان را مشتاقانه نگاه می کردند ، خورشید مرتعش شد ، و بر خلاف قوانین کیهانی حرکاتی افسانه ای و باور نکردنی کرد . بنا بر توضیحات مردم شاهد واقعه ، خورشید رقصید .

بعد مردم شروع کردن از هم پرسیدن که چه چیزی دیدند ؟ درصد زیادی قبول کردند که دیده اند که خورشید مرتعش شده و رقصیده است . عده ای دیگر اظهار کردند که صورت باکره مقدس را مشاهده کرده اند . برخی دیگر گفتند که دیده اند خورشید همانند یک چرخ بزرگ به دور خود چرخیده است و خود را به طرف زمین پایین انداخته مثل اینکه بخواهد با شعله های آتشین خود زمین را به آتش بکشد . برخی گفتند که دیده اند خورشید متناوبا رنگ عوض می کرده است .

 

 

برخی دیگر از شاهدان مانند ماریا کریئرا بر ماهیت هشدار دهنده و ترساننده معجزه خورشید اصرار داشتند .

خورشید رنگ همه چیز را متوالیا عوض می کرد زرد آبی سفید و مرتعش می شد و می لرزید . خورشید به مانند گلوله آتشینی به نظر می رسید که می خواست بر سر مردم فرود آید . جمعیت فریاد می زدند که همه ما خواهیم مرد ... همه ما می میریم ... در آخر خورشید از حرکت باز ایستاد و همه ما نفسی به راحتی کشیدیم . همه ما زنده بودیم و معجزه ای که بچه ها وعده داده بودند به وقوع پیوست .

 

عده ای دیگر شهادت دادند که غیر ممکن است که جمعیت کثیر حاضر در فاطیما در مورد معجزه خورشید همه با هم دچار  توهم شده باشند

عده نادر دیگری اظهار کردند که گرمای خورشید هنگامی که به زمین نزدیک می شده است لباسهای آنها و همچنین زمین را خشک کرده است . و در زمانی ده دقیقه ای مردم که کاملا خیس شده بودند خشک شدند .

 

مرگ جاسینتا و فرانچسکو

 

 

در پاییز سال 1918 میلادی  درست بعد از تمام شدن جنگ ، یک اپیدمی آنفولانزا سراسر اروپا را در بر گرفت و جاسینتا و فرانچسکو هر دو مبتلا شدند . فرانچسکو تا حدودی بهتر شده بود و امید بازگشتش به زندگی وجود داشت . ولی او این راز را فاش کرد که همانطور که بانو پیشگویی کرده است ، مقدر است که او در جوانی عازم دیار باقی شود . و شرایطش دوباره رو به بدی گرایید .

 

خانه فرانچسکو و جاسینتا مارتو در فاطیما

 

 او اظهار داشت که تمام رنجهایی که متقبل می شود به عنوان راهیست برای تسلی دادن به خداوند بابت گناهکاری و ناسپاسی نوع بشر . او آنقدر ضعیف شده بود که دیگر حتی توانایی دعا کردن را هم نداشت . او اولین مراسم عشای ربانی اش را به جای آورد و در روز بعد یعنی چهارم آوریل 1919 میلادی رهسپار بهشت شد .

 

 

جاسینتا نیز در طول ماههای طولانی و سرد  زمستانی در رختخوابش بستری شد . او مبتلا به برونشیت و ذات الریه شده بود و سینه اش چرک کرده بود . در جولای 1919 به بیمارستان ارم

 

Ourem

 

منتقل شد . جایی که یک درمان دردناک برای او تجویز شده بود .

 

جاسینتا

 

 ولی تاثیر زیادی در بهبودیش نداشت . و با یک زخم باز در پهلویش در ماه آگوست به خانه برگردانده شد . تصمیم گرفته شد که برای بهبودی او تلاشی دوباره انجام شود . و بنابراین در ژانویه 1920 به لیسبون منتقل شد . آنجا تشخیص داده شد که ذات الجنب چرکی و دنده های بیمار دارد .

 

با این وجود در فوریه دوباره به بیمارستان فرستاده شد و در آنجا درد و رنج یک عمل جراحی دیگر را تحمل کرد و دو تا از دنده هایش را درآوردند . و در اثر عمل یک زخم بزرگتر در پهلویش ایجاد شده بود که می بایست هر روز پانسمان شود . که همین باعث درد و رنج او بود .

 

 

جاسینتا

 

تصویر بالا عکس مشهوریست از زمان بیماری جاسینتا

 

در بعد از ظهر 20 فوریه از کشیش محلی برای شنیدن اعترافات جاسینتا دعوت شد . و اعترافات او را شنید . ولی کشیش بر خلاف اعتراض جاسینتا که می گفت حالش رو به وخامت است برای به جا آوردن عشای ربانی اصرار داشت که تا فردا صبر کنند .   و نهایتا بنا به گفته بانو ، جاسینتا به تنهایی و در حالی که از خانواده اش دور بود در همان شب جان سپرد . بدن او به فاطیما منتقل شد و نزدیک برادرش فرانچسکو به خاک سپرده شد . تا اینکه بعدها بدن هر دو آنها به باسیلکای کوا دا ایرا

 

Cova da Iria

 

 منتقل شد .

 

آخرین تجلیات بر خواهر لوسیا

 

به نظر اسقف جدید منطقه اسقفی لئیریا

 

Leiria

 

 بهتر بود لوسیا را از فاطیما دور کنند . این هم برای خود لوسیا بهتر بود که مجبور نباشد سوالات مکرر مردم را پاسخ دهد و هم اینکه ببیند نبود لوسیا چه تاثیری در جمعیت زائران خواهد داشت . مادرش با فرستادن او به مدرسه موافق بود .

 

خانه لوسیا سانتوس در فاطما کوا دا ایرا

 

و در ماه می 1921 لوسیا به طور پنهانی به شهر پورتو در پرتغال فرستاده شد . جایی که مدرسه اش توسط خواهران راهبه خوهر دوروتی اداره می شد . بعدها لوسیا قبل از اینکه یک راهبه کارملی شود به گروه خواهران همین جماعت ربانی پیوست .

 

 

در دهم دسامبر 1925 میلادی لوسیا یک مرتبه دیگر یک تجلی در صومعه پونتودرا

 

Pontevedra

 

در اسپانیا مشاهده کرد . این بار مریم مقدس را به همراه عیسی مسیح در آغوشش ملاقات کرد .

مریم باکره مقدس به لوسیا گفت که به همه اعلام کند که او ( باکره مقدس ) وعده همه فیض و برکات لازم برای نجات و رستگاری را به همه کسانی می دهد که در اولین یکشنبه در پنج ماه متوالی به گناهان خود اعتراف کنند مراسم آیین عشای ربانی را به جای آورند پنج دوره از تسبیح را ذکر گویند و برای پانزده دقیقه روی ذکر و تسبیح تمرکز و تفکر نمایند و همه اینها را به نیت تاوان گناهان برای مریم باکره انجام دهند .

 

 

در 13 ژوئن 1929 زمانی که لوسیا در صومعه توی

 

Tuy

 

که به آنجا انتقال یافته بود مشغول عبادت بود یک منظره تجسمی دیگر مشاهده نمود . این بار شاهد یک نمایش از اقنوم سه گانه خداوندی بود . او همچنین صدای مریم مقدس را شنید که با او صحبت می کند و از او می خواهد که پاپ به اتحاد همه اسقفهای دنیا روسیه را به قلب معصوم او تقدیس کنند . همان درخواستی که در جولای 1917 از لوسیا کرده بود .

 

در 25 ژانویه 1938 یک نور عجیبی آسمان اروپای شمالی را در بر گرفته بود . می توان آن را به صورت جلوه مشعشع ویژه ای توصیف کرد از نورهای طبیعی رنگارنگی که گاهی در شبانگاه مناطق شمالی را در بر می گیرد . 

 

تصاویر زیر نمونه هایی از این پدیده هستند .

 

   

 

 

 ولی خواهر لوسی توضیح داد که این یک نور ناشناخته بوده است . همان نور ناشناخته ای که مریم مقدس در تجلی ماه جولای خود از آن یاد  کرده بود . و معنی آن این بود که مجازات الهی نزدیک است . تنبیه الهی از طریق جنگ جهانی دوم بود زیرا بازگشت و توبه به سوی پروردگار صورت نگرفته بود .

 

پاپ پیوس دوازدهم در سال 1942 میلادی کل دنیا را به قلب معصوم مریم مقدس تقدیس کرد و در سال 1952 هم یک تقدیس دیگر برای روسیه انجام داد .

 

پاپ پیوس دوازدهم

 

 ولی هیچکدام از اینها درخواست باکره مقدس را در فاطیما برآورده نکرد . این تقدیس دانشگاهی با حضور همه اسقفهای دنیا نهایتا توسط پاپ ژان پل دوم در سال 1984 میلادی صورت گرفت . فاطیما بعدها از سوی پاپ پشتیبانی شد . در 13 می 1979 پاپ ژان پل دوم جاسینتا و فرانچسکو را معزز و قابل احترام نامید و این به منزله اولین قدم در اعلام قدوسیت این دو کودک بود .

 

پاپ ژان پل دوم بعدها در سالگرد فاطیما در 13 می سال 2000 میلادی با مقدس اعلام کردن جاسینتا و فرانچسکو بر روی اهمیت فاطیما تاکید کرد .

 

معجزه خورشید در فاطیما

 

او همچنین خاطر نشان کرد که جزئیات راز سوم فاطیما فاش خواهد شد و همچنین هزاره سوم میلادی را به مریم باکره مقدس سپرد .

 

اسقف واقعه فاطیما را تایید می کند

 

در این اثنا کلیسای رومن کاتولیک در مورد تجلیات فاطیما از سال 1917 تا 1922 سکوت اختیار کرده بود تا اینکه در ماه می 1922 اسقف کرئیا

 

Correia

 

یک نامه مسالمت آمیز با عنوان اینکه او در صدد است برای جریان فاطیما یک کمسیون تحقیقاتی برپا کند منتشر کرد . و در سال 1930 نیز یک نامه مسالمت آمیز دیگر در مورد تجلیات فاطیما منتشر کرد که در آن بعد از بازگو کردن واقعه فاطیما متن مختصر اما مفید و مهم زیر را در بر داشت .

 

 

بنابر رسیدگی های انجام شده که برای رعایت اختصار حذف می شود بدین وسیله نتیجه را  به اطلاع می رساند . خاضعانه به درگاه الهی دعا و طلب بخشایش داریم و خود را تحت حمایت باکره مقدس قرار می دهیم و نظر کشیش را در این باره می شنویم . طبق نظر مشاوران حوزه اسقفی بدین وسیله

1 . صدق و درستی رویتها و تجلیات انجام شده به سه کودک چوپان در منطقه کوا دا ائیرا در منطقه فاطیما که مربوط به این حوزه اسقفی می باشد ما بین تواریخ 13 می تا 13 اکتبر 1917  تایید می گردد .

2 . جواز آیین مذهبی بانوی فاطیمای ما صادر می گردد .

 

فاطیما

 
 

 

تجلی در فاطیما

 

در طی جنگ جهانی اول پاپ بندیکت پانزدهم درخواست عاجزانه ای برای برقراری صلح جهانی داشت .

 

پاپ بتدیکت پانزدهم

 

و نهایتا در ماه می سال 1917 میلادی مستقیما به مریم مقدس متوسل شد و از او خواست که برای صلح جهانی وساطت و پادرمیانی کند . درست یک هفته بعد به درخواست او به صورت اولین تجلی مریم مقدس در فاطیما پاسخ داده شد . در آن زمان فاطیما تنها دهکده ای محقر در هفتاد مایلی شمال لیسبون بود . سه کودکی که مریم مقدس بر آنها تجلی پیدا نمود لوسیا د سانتوس ده ساله ، و پسر عمو و دختر عمویش فرانچسکو و جاسینتا مارتو برادر و خواهر به ترتیب هشت و هفت ساله بودند .

 

 

فرشته ای در کشور پرتغال

 

به هر حال در بهار سال قبلش یعنی در سال 1916 بود که بچه ها با اولین تجربه ماورالطبیعی مشترک خود رو به رو شدند و این به منزله آماده سازی آنها برای دیدار با مریم مقدس بود . یک روز وقتیکه آنها مراقب گله گوسفندشان بودند مرد جوانی را ملاقات نمودند که به طرز خیره کننده ای زیبا بود و به نظر می رسید سراسر وجودش از نور ساخته شده و به آنها گفت که من فرشته صلح هستم و از بچه ها خواست که با او دعا کنند .

 

بعدها در فصل تابستان فرشته دومرتبه بر آنها ظاهر شد و بچه هارا تشویق کرد که برای برقراری صلح در کشور دعا کنند و قربانی بدهند .  

 

در فصل پاییز هم یک بار دیگر وقتی از چرای گله بر می گشتند فرشته را دیدند . او در حالی جلوی آنان ظاهر شد که پیاله عشای ربانی را در دستانش داشت و در بالای آن تکه ای از نان در هوا معلق بود که از آن قطرات خون به درون کاسه می چکید .

 

فرشته کاسه عشای ربانی را به صورت شناور در هوا نگاه داشت و جلوی آن به حالت احترام زانو زده شروع به عبادت کرد .

 

 

سپس او نان را به لوسی داد که از آن بخورد و اجازه داد فرانچسکو و جاسینتا از کاسه خون بنوشند . و همزمان این کلام را به آنها گفت :

از بدن عیسی مسیح بخورید و از خون او بنوشید که از طرف مردم ناسپاس حق نشناس سخت مورد بی حرمتی و هتاکی قرار گرفته است . گناهان آنان را جبران کنید و تاوان گناهان مجرمین را بپردازید و خداوند را تسلی دهید .

 

عشای ربانی

 

و قبل از ناپدید شدن با احترام تعظیم کرد و  در حال دعا خود را به زمین انداخت . یک حس درونی به بچه ها می گفت که نباید در مورد این وقایع با کسی صحبت کنند و این اتفاقات را به هیچ کس نگفته بودند .

 

13 می 1917 میلادی

 

در 13 می بود که بچه ها گله هایشان را برای چرا به چراگاهی در منطقه ای موسوم به کوا دا ایرا

 

Cova da Iria

 

بردند . بعد از ناهار و ذکر تسبیح آنها ناگهان یک درخشش تابناکی را مانند صاعقه آذرخش دیدند . که در پی آن یک صاعقه نورانی دیگر در آسمان صاف و آبی اتفاق افتاد .

 

 بنا به گفته های لوسی آنها بانویی را مشاهده کردند که سراپا رخت سپید بر تن کرده بود که درخشنده تر از خورشید بود و تشعشعات تابناک و فروزنده ای از خود می پراکند که درخشان تر و شدید تر از نورهای درخشانی بودند که از یک پیاله کریستالین پر شده از اب زلال در مجاورت خورشید می تابد . مانند خورشید تلالو و تشعشعات مشتعل و فروزنده ای داشت .

 

 

تصویر بالا درخت مشهور فاطیما را نشان می دهد . مریم باکره مقدس در فاطیما در بالای این درخت تجلی پیدا می کرد

 

بچه ها متعجب و حیران در حضور هاله نورانی بانو قرار گرفته بودند و به او می نگریستند .

بانو در حالی که لبخد زیبایی بر لب داشت به آنها گفت از من نترسید من آسیبی به شما نمی رسانم . لوسیا به عنوان کودک بزرگتر از او سوال کرد شما از کجا آمده اید ؟

بانوی زیبا به آسمان اشاره کرد و گفت من از بهشت آمده ام . و لوسیا پرسد شما چه درخواستی از ما دارید ؟  و بانو پاسخ داد .

 

فاطیما

 

من آمده ام که از شما بخواهم برای شش ماه متوالی هر ماه در سیزدهمین روز ماه و در همین ساعت به اینجا بیایید . و بعد من به شما خواهم گفت که چه کسی هستم و چه درخواستی از شما دارم و بعد از آن من حتی برای بار هفتم هم به ملاقات شما خواهم آمد .

 

 

 

لوسیا از او پرسید که آیا ما هم به بهشت خواهیم رفت و بانوی درخشنده جواب داد بلی . او و جاسینتا به بهشت خواهند رفت اما فرانچسکو لازم است که خیلی زیاد دعا و عبادت کند . سپس بانو از آنها پرسید :

آیا شما می خواهید خود را به خداوند تقدیم کنید و برای بخشایش و توبه و تغییر گناهکاران فدا شوید و همه رنجهایی که خداوند می خواهد بر دوش شما بیفکند متقبل شوید ؟

لوسیا به عنوان سخنگوی بچه ها با میل و اشتیاق پذیرفت . بانو گفت اما شما خیلی رنج خواهید برد ولی موهبت الهی شما را تسلی خواهد داد .

لوسیا دوباره موافقت خود را اعلام کرد و در همین حین بانوی درخشنده دستهایش را برافراشت و نوری خیره کننده و درخشان ساطع کرد که بچه ها را در برگرفت و اجازه داد بچه ها  خود را در حضور خداوند احساس کنند .

 

باکره مقدس

سپس بانو با این گفتار ملاقات را تمام کرد که هر روز با تسبیح ذکر بگویید و برای برقراری صلح و تمام شدن جنگ دعا کنید . و با گفتن این جملات او به طرف آسمان صعود کرد و به طرف شرق به پیش رفت و آنقدر رفت که از نظر ناپدید شد .

 

بچه ها گرد هم آمدند و سعی کردند بفهمند که چگونه می توانند همانطور که بانو خواسته بود قربانی بدهند و طلب شفاعت کنند . آنها تصمیم گرفتند ناهار نخورند و در عوض ذکر بگویند دعا کنند و تسبح بگویند . فرانچسکو و جاسینتا بیشتر از لوسی از طرف پدر و مادرشان حمایت می شدند ولی رفتار ساکنان محلی و افراد بی ایمان  توام با شک و تردید و حتی تمسخر آمیز بود . همانطور که بانو گوشزد کرده بود  بچه ها باید رنج فراوان می بردند .

 

13 ژوئن 1917

 

در 13 ژوئن 1917 بچه ها در کنار درختی که بانو قبلا ظاهر شده بود در منطقه کوا دا ایردا

Cova da Iria

گرد هم آمده بودند و حدود پنجاه نفر از مردم هم جمع شده بودند . بچه ها یک فلش ناگهانی نورانی مشاهده کردند که بالافاصله بعد از آن بانو ظاهر شد . بانو با لوسیا صحبت کرد و از او خواست که هر روز ذکر بگوید و دعا کند و در سیزدهم ماه بعد در همانجا حضور یابد و خواندن و نوشتن بیاموزد و به او گفت که بعدا خواهد گفت که چه درخواستی دارد .

 

لوسیا دوباره از مریم مقدس خواست که آنها را به بهشت ببرد و مادر مقدس در این باره دومرتبه به او قوت قلب داد . بانو گفت من به زودی جاسینتا و فرانچسکو را با خود می برم اما تو برای مدتی اینجا می مانی تا اینکه موعدش فرا برسد . مسیح می خواهد از تو برای شناساندن و عشق ورزیدن به من استفاده کند . مسیح می خواهد که وقف و تخصیص به قلب معصوم مرا در دنیا گسترش دهد . من به هر کسی که این را بپذیرد  نوید رستگاری می دهم . چنین ارواحی نزد پروردگار عزیز خواهند بود . همانند گلهایی که من برای تزیین بر تخت او می آویزم .

 

 این جمله آخری در نامه ای که  لوسیا در سال 1927 به یک کشیش نوشته است  یافت شده است . او کشیشی بود که لوسیا نزد او اعتراف به گناهانش می کرد .

 

لوسیا از شنیدن قسمت اول این پاسخ ناراحت شد و پرسید آیا من در اینجا تنها می مانم و بانو پاسخ داد نه دخترم . آیا خیلی ناراحت شدی ؟ ناامید مباش من هرگز تو را ترک نمی کنم و قلب معصوم من همیشه پناهگاه تو خواهد بود و راهی برای رسیدن تو به خداوند خواهد بود .

 

یکی از شاهدان به نام ماریا کریئر توضیح می دهد که چطور لوسی فریاد زنان به بانو اشاره می کرد و او را نشان می داد که در حال دور شدن است .

 

مریم مقدس

 

او خود به شخصه صدایی شبیه به موشک اتمی در راه بسیار دور شنیده بود و توده ابر کوچکی را در چند اینچی بالای درخت دیده بود که به آرامی بالا می رفت و  به طرف شرق حرکت می کرد تا اینکه ناپدید شد .  سپس جمعیت زائران به طرف فاطیما به حرکت درآمدند و واقعه عجیبی که دیده بودند را  برای دیگران تعریف کردند . و آنقدر مردم را مجاب کرده بودند که برای تجلی روز سیزدهم جولای چیزی حدود دو الی سه هزار نفر در آنجا حاضر بودند .

 

13 جولای 1917

 

در سیزدهم جولای سه کودک دوباره در منطقه کوا گرد هم آمدند و دوباره بانو را که به طرز بیان ناشدنی زیبا بود ، در بالای درخت ملاقات کردند . لوسیا پرسید که درخواست شما از ما چیست و مریم مقدس پاسخ داد که در سیزدهم ماه بعد در اینجا حضور داشته باشید . به گقتن ذکر و تسیبح برای انجام تعهد در قبال بانوی صاحب تسبیح و به احترام او  ادامه دهید این کار شما برای برقراری صلح در دنیا و خاتمه جنگهاست زیرا فقط او ( بانوی صاحب تسبیح ) می تواند به شما کمک کند .

 

لوسیا در ادامه از او سوال کرد که شما کیستید و از او خواست برای باور کردن مردم معجزه ای نشان دهد . و بانو پاسخ داد که به آمدن به اینجا در ماههای اینده ادامه دهید و در 13 اکتبر هم همینجا باشد آنگاه من به شما خواهم گفت که کیستم و چه تقاضایی از شما دارم . و معجزه ای را نشان خواهم داد که همگان شاهد باشند و ایمان آورند .

 

 

بعد لوسیا در مورد بیماران از بانو درخواست کمک کرد و ایشان در جواب فرمودند من بعضی از بیماران را شفا خواهم داد و نه همه را . و همه برای به دست آوردن چنین فیض الهی باید تسبیح بگویند . و ادامه داد خود را برای گناهکاران قربانی کنید و بارها و بارها این اذکار را مخصوصا در وقت شفاعت بگویید که ای عیسی مسیح این به خاطر عشق به تو و به خاطر بخشایش گناهکاران است و به خاطر تاوان گناهانست که در حضور قلب معصوم مریم باکره مرتکب شده اند .

 

 

مشاهده دوزخ

 

لوسیا بعدها فاش کرد که زمانی که مریم مقدس این کلمات را به زبان آورد دستهایش را از هم گشود و اشعه ها و پرتو های نورانی از دستانش انگار به داخل زمین رسوخ می کرد و آنها توانستند منظره ای از جهنم را ببینند که در آن اهریمن و ارواح پلید در میان وحشت توصیف ناپذیری غوطه ور بودند .

 

مشاهده جهنم قسمت اول راز فاطیما بود که در آن زمان فاش نشد بلکه بعدها آشکار شد . بچه ها به صورت غمگین باکره مقدس که داشت با مهربانی با آنها حرف می زد نگاه کردند .

 

 

شما شاهد جهنم بودید . جایی که روح گناهکاران بیچاره به آنجا خواهد رفت . خداوند می خواهد برای حفظ گناهکاران از آتش جهنم تخصیص به قلب معصوم مرا در جهان برقرار کند . اگر آنچه به شما می گویم انجام شود افراد بسیاری نجات خواهند یافت و صلح برقرار خواهد شد . و جنگها خاتمه خواهد یافت . اما اگر مردم از نافرمانی خداوند دست نکشند در زمان سلطنت پاپ پیوس ششم یک جنگ خانمان سوز بدتر فراگیر خواهد شد . هنگامی که شبی را ببینید که با نوری نا معلوم روشن شده است بدانید که این یک نشانه از طرف خداوند است مبنی بر اینکه خداوند در صدد است جهان را به واسطه جرمها و گناهانش به وسیله جنگ و قحطی ظلم و ستم کلیسا و پدر مقدس ( پاپ ) تنبیه کند .

 

برای جلوگیری از این فاجعه من آمده ام که بخواهم تبرک روسیه کمونیستی به قلب معصوم من صورت گیرد و آیین عشای ربانی توبه در یکشنبه ها برگزار شود .

 

مریم مقدس

 

 اگر به درخواستهای من اعتنا شود روسیه متبدل خواهد شد و صلح برقرار می شود . وگرنه روسیه خطاها و اشتباهاتش را در سراسر دنیا منتشر می کند و باعث و بانی جنگهای فراوان و ظلم و بیداد کلیساها خواهد شد . خوبها شهید می شوند و مقام پاپ سختیهای فراوانی را متقبل می شود . و ملتهای زیادی نابود خواهند شد و در نهایت قلب معصوم من غالب و برنده خواهد شد . پاپ روسیه کمونیستی را وقف قلب معصوم من می کند و روسیه تغییر می کند و یک دوره از صلح و آرامش حکمفرما خواهد شد .

 

در این نقطه قسمت دوم راز فاطیما تمام می شود و قسمت سوم راز فاطیما با این کلمات آغاز می شود .

 

ایمان و اعتقاد مذهبی برای همیشه در پرتغال برقرار خواهد بود .....

 

 قسمت اول و دوم راز فاطیما در سال 1942 فاش شد . ولی قسمت سوم راز فاطیما اخیرا در ژوئن 2000 میلادی برملا شده است .

 

مریم مقدس صراحتا به لوسیا گفت که در مورد این قسمت از راز فاطیما به کسی چیزی نگوید .

مریم مقدس قبل از ناپدید شدن به لوسیا گفت هنگام ذکر و تسبیح بعد از هر دور این دعا را بخواند . آه عیسی مسیح من گناهان ما را ببخش و ما را از آتش جهنم حفظ بفرما و ارواح ما را به سوری بهشت هدایت کن به خصوص افرادی که نیاز بیشتری دارند .

بانو مریم باکره بعد از اینکه به لوسیا اطمینان داد که نکته بیشتری برای گفتن ندارد شروع به دور شدن کرد و در مسیر ناپدید شد .

 

آگوست 1917

 

وقتی 13 آگوست نزدیک و نزدیک تر می شد داستان تجلی مریم مقدس در سراسر کشور پخش شده بود و حتی افراد ضد مذهب نیز از این ماجرا شنیده بودند و بنابریان کلی گزارشات متعصبانه و خصمانه بر علیه این واقعه منتشر شده بود .

 

روزنامه فاطیما

 

وقتی صبح 13 آگوست رسید بچه ها توسط آقای آرتور سانتوس شهردار ویلا نوا د ارم

 

Vila Nova de Ourem

 

ربوده شدند .

 

از آنها در مورد  اسرار بازجویی شد . اما برخلاف همه تهدیدها و همچنین پیشنهادات پولی ، بچه ها از افشاسازی اسرار سرباز زدند . و بعد از ظهر به طرف زندادن شهر منتقل شدند و تهدید به مرگ شدند . ولی مقامات متوجه بودند که اگر بچه ها را بکشند اسرار را با خود به گور خواهند برد .

 

در 19 آگوست لوسیا  فرانچسکو  و جاسینتا در مکانی نزدیک فاطیما به نام والینهوس

 

Valinhos

 

درست قبل از غروب آفتاب گرد هم آمدند .

آنها دوباره مریم مقدس را مشاهده کردند و مریم مقدس با لوسیا صحبت کرد و به او گفت به رفتنتان در 13 هر ماه به کوا دا ایردا

 

Cova da Iria

 

و خواندن تسبیح و دعای روزانه ادامه بدهید . او همچنین گفت که ترتیب یک معجزه را خواهد داد و همگان بر درستی گفتار آنها ایمان خواهند آورد .

 

مریم مفدس در حالیکه نگاه محزونی داشت گفت . دعا کنید خیلی زیاد دعا کنید . و برای گناهکاران طلب شفاعت کنید . خیلی از افراد به دوزخ می روند چون هرگز برای خود طلب شفاعت و بخشش نمی کنند . شما برای آنها قربانی بدهید و دعا کنید . با گفتن این جملات او به طرف آسمان عروج کرد و در حالیکه به طرف شرق می رفت ناپدید شد .

 

 

در این زمان بچه ها به شدت در خواسته بانو مبنی بر دعا و توبه غرق شده بودند . و هر روز تا جایی که می توانستند به دعا مشغول می شدند . ساعتها در حال خضوع و تعظیم روی زمین می ماندند و دعا می کردند . و تا جایی که می توانستند در گرمای طاقت فرسای تابستان پرتغال آب نمی نوشیدند . آنها همچنین برای قربانی دادن برای گناهکاران و نجات آنها از دوزخ غذا نمی خوردند . همان دوزخی که آن را با چشم دیده بودند و تاثیر عمیقی بر قلبهای کوچکشان بر جای گذاشته بود .

 

 

آنها همچنین به عنوان یک شکلی از ریاضت و زجر تکه ای از طناب کهنه را به دور کمرهایشان بسته بوند و در تمام طول روز و شب آن را در نمی آوردند .

 

ادامه دارد ...

منبع
 
بانوی فاطیما
 

شفاعت آسمانی برای رهایی ما از دردها و رنجها و جنگ و اسارت و بردگی و نابودی و جهنم .

 

 

 

فاطیما ، تجلی مادر بهشتی ما ، مریم باکره است . یک تجلی معاصر و برای ما که در این عصر زندگی می کنیم .

فاطیما پیامیست با مضمون نگرانی و دلواپسی ،  با یک طرح و برنامه کارا و عملی برای صلح جهانی . یک وعده آسمانی .

 

بانوی فاطیما

 

فاطیما یک شفاعت آسمانی و مداخله خداست برای آزادی ما از درد و شکنجه و جنگ و شهادت و اسارت و یا نابودی . و مهمتر از همه فاطیما راهیست برای نجات بشر از جهنم .

امروز بانوی آسمانی ما با مشیت الهی اش به شما این مجال را می دهد که پیامهای زیبایش را دریابید و شما را فرا می خواند که همه حقایق فاطیما را دریابید .

 

مریم باکره مقدس  ، مادر مقدس شش مرتبه بر سه کودک چوپان با نامهای لوسی و فرانچسکو و جاسینتا ، ما بین تاریخ های 13 می و 13 اکتبر سال 1917 میلادی  ظاهر شد .

 

 

 

بانوی ما در دهکده کوچک فاطیما در کشور پرتغال  بر این سه کودک ظاهر شد . دهکده ای که تا به امروز زیر فشارهای حکومت هنوز به کلیسای کاتولیک وفادار باقی مانده است .

 

پیام مادر مقدس

 

او با پیامی از طرف خدا ، خطاب به هر مرد و زن و کودک معاصر آمد . بانوی  فاطیمای ما قول داد که اگر به درخواستهای او گوش دهیم و عمل نماییم کل دنیا در صلح و آرامش خواهد بود و بسیاری  به ملکوت اعلی دست خواهند یافت .

او به ما گفت که جنگ مجازات گناهان ماست . خداوند در زمان ما بشر را به خاطر گناهانش ،  به وسیله جنگ و قحطی مجازات می نماید . مگر اینکه ما به فرامین او گوش بسپاریم و عمل نماییم .

 

 

 

پیروزی بانوی ما

 

 پاپ ژان پل دوم در 13 می روز فاطیما اظهار داشت که پیام فاطیما بسیار اضطراری و نگران کننده تر است از زمانی که بانوی ما برای اولین بار ظاهر شده بود . پیام فاطیما یک التماس مضطرب از طرف مادر آسمانیست که ما را شدیدا در خطر می بیند و آمده که به ما کمک و راهنمایی کند . پیام او همچنین یک پیشگوییست . یک نشانه روشن و واضح از اینکه چه رویدادی در قرن بیستم در حال شکل گیریست و اینکه بسته به اینکه ما به پیامهای او گوش بسپاریم یا نه ، در آینده نزدیک ، طور حتم چه اتفاقاتی خواهد افتاد .

 

کلیسا واقعه فاطیما را تصویب و تایید می کند

 

 

کلیسای کاتولیک در سال 1930 میلادی واقعه فاطیما را تایید کرد . پنج پاپ متوالی در نظر عموم ، تاییدیه خود را مبنی بر ظهور بانوی ما در فاطیما و پیامهای او صادر کردند . و دو پاپ برای زیارت به فاطیما سفر کرده اند . پاپ ژان پل دوم دو بار به زیارت فاطیما مشرف شده اند یکی در سال 1982 و دیگری در ماه می  1991 میلادی .

 

 

خداوند شخصا واقعه فاطیما را تایید می کند

 

به عنوان یک نشانه بزرگ مبنی بر اینکه این پیامها حقیقتا از جانب خداوند است ، در 3 اکتبر 1917 میلادی درست در تاریخ و ساعت و مکانی که لوسی و دو کودک دیگر از طرف مادر مقدس اعلام کرده بودند ، یک معجزه حیرت آور در آسمان فاطیما ، در جلوی دیدگان 70000 هفتاد هزار نفر روی داد .

 

 

همانطور که در تصویر بالا مشاهده می کنید پاپ ژان پل دوم در طی یکی از سفرهایش به فاطیمای پرتغال در بین میلیونها نفر زائر  احاطه شده بود . تصویر بیش از یک میلیون زائر را نشان می دهد که در زمان زیارت پاپ ژان پل دوم از فاطیما ،  برای انجام تشریفات و ادای احترام خدمت بانوی ما ،  به فاطیما آمده اند .

 

مطابق پیشگویی بانوی ما ، جاسینتا و فرانچسکو با لقب های  مقدس و مقدسه در سالهای 1919 و 1920 به سوی ابدیت شتافتند ولی لوسی باقی ماند و بقیه عمر را رخت رهبانیت بر تن کرد . او یک راهبه کرملی بود .

خواهر لوسی سال گذشته یعنی در سال 1384 هجری شمسی در سن نود و اندی سالگی به سوی بهشت پر کشید .

 

جنازه خواهر لوسی آخرین بازمانده فاطیما 

 

مادر بهشتی ما ، بانوی فاطیما ، هنوز هم معجزات خود را از طریق آب فاطیما که از فاطیما به اقصی نقاط دنیا فرستاده می شود ، نشان می دهد . این آب در

Cova da Iria

 فاطیما از نقطه ای که اسقف از مردم خواست حفر کنند ، در مکانی خیلی نزدیک به جایی که بانوی ما ظاهر شده بود سرچشمه می گیرد . فاطیما در 90 مایلی شمال لیسبون پرتغال واقع شده و هنوز هم زائران زیادی که به آنجا سفر می کنند با این آب  شفا می گیرند .

 

اب شفا بخش فاطیما

 

پاپ ژان پل دوم در طی سفرش به فاطیما اظهار داشت که پیام فاطیما خطاب به همه انسانهاست .

 

پیام اخطار  و امید

 

اگر ما به همین زودی به پیامهای مادر مقدس اعتنا نکنیم ، در آینده نزدیک باید شاهد به واقعیت پیوستن پیشگوییهای مهیب و هولناک  او باشیم . و این اتفاق حتی ممکن است در حیاط پشتی خانه مان بیفتد .

 بانو به ما گفت اگر ما با  اطاعت و دعا و نیایش

 

تسبیح

 

 و قربانی دادن ، زمینه تبدیل و تغییر روسیه را به ایمان کاتولیکی فراهم نکنیم  ، خداوند از تنبیه کشور روسیه به عنوان آلتی برای مجازات کل عالم استفاده خواهد کرد.

او وعده  داد که اگر به توصیه هایش عمل کنیم شرایط روسیه دگرگون خواهد شد و صلح برقرار خواهد شد .

او همچنین هشدار داد که اگر به فرامین من عمل نکنید روسیه خطاهایش را در کل دنیا گسترش خواهد داد . جنگ و جبهه گیری علیه کلیسا خواهد شد . کلیساها تحت فشار قرار می گیرند . پدر آسمانی خشمگین می شود و طوایف زیادی نابود می شوند .

او گفت که کل دنیا ( قسمتی که باقی مانده )  به اسارت استبداد روسیه کمونیستی در خواهد آمد .

 

برای برقراری صلح جهانی

 

 مادر آسمانی گفت که برای اینکه از  این مجازاتهای آسمانی پیشگیری کنیم لازم است که  اصلاح ویژه گناهان و توبه در حضور قلب معصوم مریم مقدس صورت گیرد .

 

 

قلب معصوم مریم باکره

 

 به ویژه مراسم عشای ربانی توبه در اولین یکشنبه در پنج ماه متوالی و تخصیص و تقدیس  عمومی و رسمی روسیه به قلب معصوم مادر مقدس با حضور همه اسقف های کاتولیک دنیا و پاپ ، در همان روز و ساعت ، باید صورت گیرد .  

و سرانجام پیام او ، وعده ایست از پیروزی مشروط قلب معصوم مریم مقدس در برابر شیطان . او وعده می دهد که مهم نیست تاریکی و سیاهی تا چه حد دنیا را فرا گرفته باشد ( به نظر می رسد که این راهیست که اکثریت  بشر امروزی برگزیده است ) نهایتا او پیروز خواهد شد و صلح جهانی حکمفرما خواهد شد .

 

و کاری که شما باید بکنید

 

هر کدام از ما باید در زندگیهایمان  این پیام آسمانی را گوش فرا دهیم ، بخوانیم ، فرا گیریم و  عمل کنیم . و مخصوصا تسبیح روزانه را به جا آوریم .

 

تسبیح

 

و دعا کنیم . و تا جایی که می توانیم باید مراقب باشیم که این آخرین هشدار مادر آسمانی ماست که منتشر شده . و اهمیت آن بر هر کس روشن است . زیرا خیلی دیر شده است .

در این وعده فاطیما ، ما نباید به خود قره شویم زیرا پیروزی مشروط مادر آسمانی هنوز هم بستگی به عملکرد ما به لطف و عنایت الهی و با نقشه ای که خداوند برای فاطیما طرح ریزی کرده دارد . و یک پیروزی قطعی نیست .

 

در نشر و بسط کل پیام فاطیما با ما همراه شوید

 

در گفتن پیام فاطیما ما را یاری کنید . اهریمن می داند که بانوی فاطیمای ما به واسطه این پیام ، امپراطوری و فرمانروایی او را در روی زمین نابود می کند . و او با تمام قوا سعی دارد از گسترش و نشر این پیام جلوگیری کند . تا به امروز او تا حدودی در مسدود کردن فاطیما موفق بوده است !

با وجود همه این معجزات و نشانه ها و تصویب ها و تاییدیه های رسمی کلیسای کاتولیک و به رسمیت شناختن و تایید  بانوی فاطیمای ما توسط صدها میلیون زائری که به زیارت فاطیما می روند ، هنوز ضدیت هایی در مقابل بانوی فاطیمای ما و پیامهای او وجود دارد .

همواره با پیامهای پیشگویی فاطیما مخالف شده . این مخالفتها و ضدیت ها گاهی به صورت خصومت آشکار بوده . مانند همان اتفاقی که در همان اوایل ، در سال 1917 افتاد و سه کودک به خاطر بازگو کردن پیامهای بانو ، ربوده شدند و به مرگ تهدید شدند

و همین طور در سال 1922 در مکانی که اولین کلیسای فاطیما ساخته شد ، بمب منفجر کردند .  

گاهی نیز این خصومت و ضدیت به صورتهای ماهرانه و زیرکانه دیگریست .

نشر اطلاعات و بصیرت در مورد فاطیما ضروری به نظر می رسد . و درست به همین دلیل ما تعداد زیادی کتاب در مورد فاطیما معرفی می کنیم که به زبانهای مختلف چاپ شده و در دسترس است . و به همین دلیل است که ما برای مقالاتمان زیر نوشتهای مفصل ارائه می دهیم و به همراه مقالاتمان اسناد و مدارک ارائه می دهیم . به موازات مقالات چاپی ، ما همچنین به انتشار کل پیامهای فاطیما در برنامه های روزانه و هفتگی رادیویی و تلوزیونی مان می پردازیم .

او از ما می خواهد که هر یک از ما سهم مربوط به خود را انجام دهیم .

تک تک ما می توانیم تسبیح و ذکر بگوییم و دعا کنیم .

 

تسبیح

 

 همه ما می توانیم پیام فاطیما را به یک دوست بگوییم یا مجله فاطیما را به یک همسایه بدهیم . همه ما نیازها یا مقاصدی داریم که باید به شفاعت قدرتمند حضرت مریم متوسل شویم . به بانوی فاطیمای ما دعا کنید . او به دعای شما پاسخ خواهد داد و به شما کمک خواهد کرد . او همچنین شما را به خاطر هر آنچه در راه درک و فراگیری پیامهای مادرانه محبت اش و هشدارهایش انجام داده اید ، به فراوانی پاداش خواهد داد .