X
تبلیغات
رایتل

واقعه فاطیما از آنجا آغاز می شود که سه کودک چوپان بانویی نورانی را مشاهده می کنند که خود را بانوی تسبیح ( از القاب مریم مقدس ) معرفی می کند و سه پیام مهم برای مردم قرن بیستم دارد . بانوی تسبیح از القاب حضرت مریم است . معادل انگلیسی تسبیح
rosary
می باشد . آدرس زیر صفحه ویکی پدیاست که همه القاب و اسامی مریم مقدس را لیست نموده است .

http://en.wikipedia.org/wiki/Titles_of_Mary

در لیست مذکور اگر لغات
rosary
fatima
را سرچ کنید می بینید که بانوی تسبیح و بانوی فاطیما از القاب حضرت مریم است


یک سال قبل از تجلی بانو ، فرشته ای به بچه ها نازل می شود و خود را فرشته صلح کشور پرتغال می خواند دعایی به بچه ها می آموزد که با کلمات ای خدای پدر ، پسر و روح القدس شروع می شود . و برای بچه ها به یاد خون و بدن عیسی مسیح مراسم عشای ربانی انجام می دهد .



 

مجسمه فرشته صلح در حال انجام مراسم عشای ربانی برای بچه ها . این مجسمه در محل تجلی فرشته ساخته شده است .

 


 

 

 


 

یک سال بعد بانوی تسبیح ( لقب مریم باکره ) به بچه ها ظاهر می شود و می گوید از اهالی بهشت است . خود را بانوی تسبیح معرفی می کند و سه پیام مهم برای مردم قرن بیستم دارد .

 

اول صحنه ای از جهنم را به بچه ها نشان می دهد که ارواح پلید در میان آتشی هولناک می سوزند و زجه می زندد.

 

دوم اینکه بانو می فرماید خداوند به خاطر کفر گویی نوع بشر بسیار خشمگین است و در صدد است بشر را به خاطر گناهانش با جنگ و قحطی جزا دهد. و روسیه کمونیستی را منشا نشر افکار کفر آمیز دانسته و می خواهد که این کشور به قلب معصوم او تخصیص یابد.

 

سوم پیشگویی ترور پاپ ژان پل دوم هست که می گوید مردی روحانی با لباسهای سپید گلوله باران می شود .

 

مریم مقدس از بچه ها می خواهد هر طور می توانند کفاره بدهند و از آنان می خواهد قربانی های خود را به عیسی مسیح و قلب معصوم او ( مریم مقدس ) تقدیم کنند .

 

و در تجلی آخر معجزه خورشید را جلوی دیدگان هفتاد هزار نفر نمایش می دهند .

 

این خلاصه ای از ماجرای فاطیما بود . مسلمانان که از چند و چون ماجرا و جزئیات امر و گفته های خانم لوسیا در کتابش به نام « فاطیما از زبان لوسیا » اطلاعات درستی نداشتند

 

 

کتاب فاتیما از زبان لوسیا نگارنده : لوسیا داس سانتوس یکی از شاهدان فاطیما

fatima in lucia's own words

برای دیدن نسخه های آنلاین کتاب فاطیما از زبان لوسیا عبارت انگلیسی بالا را سرچ کنید . ترجمه فارسی همین کتاب در نوار بغل همین وب موجود است

 

و فقط چند جمله پراکنده و محدود از واقعه فاطیما می دانستند ، صرفا با تکیه بر نام فاطیما ادعا کردند که بانوی فاطیما حضرت صدیقه حکیمه بوده است . تنها مدرک آنها هم استناد بر نام فاطیما است .و این در حالیست که فقط مسلمانان ایرانی چنین ادعایی دارند و حتی در وب سایتهای عربی از بانوی فاطیما به عنوان مریم باکره یاد شده است . و منشا این طرز فکر اشتباه هم تشابه اسمی شهر فاطیما با نام فاطمه صدیقه حکیمه می باشد . زیرا مریم مقدس در شهری به نام دختر پیامبر آنان تجلی یافته اند . در حالیکه دهکده فاطیما قبل از ظهور حضرت مریم هم فاطیما بوده است . ولی مسلمانان که اطلاعات جامعی در این رابطه نداشتند صرفا با اتکا به حدس و گمان ادعا کردند که بعد از تجلی بانوی درخشنده اسم دهکده فاطیما شده . قسمتهایی از کتاب این خانم راهبه در نوار بغل همین وب موجود است .

 

برای کاتولیکها عبارت « بانوی ما » یک عبارت استاندارد برای اشاره به حضرت مریم مقدس است . و در تجلیات مریم مقدس غالبا نام شهری که حضرت مریم در آنجا ظاهر شده اند را به عنوان پسوند به عبارت « بانوی ما » می چسبانند . و با این روش نامگذاری آن تجلی بخصوص را ماندگار می کنند و در مجسمه ها و تندیسها و نقاشی هایی که در رابطه با آن تجلی می سازند حضرت مریم را با همان هیات و شکلی و لباسی که در آن تجلی خاص ظاهر شده بودند نمایش می دهند .

 

برای نمونه بانوی لورد- بانوی مجوگوریه- بانوی گوادالاتپ - بانوی کوه کارمل - بانوی زیتون - بانوی صوفیانه - و بانوی فاطیما همه دارای پسوندی از نام شهر محل ظهور می باشند . اینها تعداد انگشت شماری از تجلیات حضرت مریم بود برای مشاهده لیست کاملتر از تجلیات حضرت مریم آدرس زیر را ببینید .

 

آدرس لیست تجلیات حضرت مریم مقدس

 

و به همین ترتیب به مناسبت ظهور حضرت مریم در شهر فاطیما لقب بانوی فاطیما به حضرت مریم منسوب شد و همین امر موجب شد که شیعیان این تجلی را به حضرت فاطمه منسوب بدانند و تنها دلیلی که ارئه می دهند تاکید فراوان بر نام فاطیما ست . در حالیکه فاطیما نام شهر است و ششصد سال قبل از ظهور حضرت مریم در این شهر ( دهکده سابق ) اسم این دهکده همین بوده . در آن زمان پرتغال تحت اشغال مسلمانان بود و اسم فاطیما بر این شهر از نام دختر امیر اعراب اقتباس شده است که دختر مسلمانی بود که مسیحی شد و این فاطمه ربطی به آن فاطمه که دختر پیامبر مسلمانان است ندارد . ماجرای گذاردن نام فاطیما بر این شهر بر می گردد به ششصد سال قبل از تجلی مریم مقدس. در آن زمان اسم این شهر ( دهکده سابق ) عبدگاس بود . کشور پرتغال در تصرف مسلمین بود . امیر مسلیمن که در شهر عبدگاس فرمانروایی می کرد دختر زیبایی به نام فاطمه داشت . یک نجیب زاده کاتولیک پرتغالی به نام گونچالو هرمیگس عاشق دختر امیر عرب می شود و قصد ازدواج با را داشت . گونچالو از پادشاه پرتغال اجازه می خواهد که با فاطمه که دختری مسلمان بود ازدواج کند و پادشاه پرتغال به او اجازه می دهد مشروط بر اینکه فاطمه به آیین مسیحیت بگرود . دلیل اجازه خواهی گونزالو هرمیگس از پادشاه پرتغال هم این بود که کشور آنها تحت اشغال مسلمین بود . در همین زمان مسلمین مغلوب شدند و از پرتغال بیرون رانده شدند . ولی فاطمه که عاشق نجیب زاده کاتولیک بود با اقوام خود از پرتغال نرفت بلکه همانجا ماند و غسل تعمید گرفت و به مسیحیت گروید و با گونچالو ازدواج کرد . دختر جوان یک سال بعد از ازدواج از دنیا رفت و گونچالو به سوگ عروس جوانش نشست و او را در دهکده عبدگاس دفن کرد و برای او مقبره ای ساخت و به یادبود او اسم این دهکده را از عبدگاس به فاطیما تغییر داد .

 

برای اطلاعات بیشتر درباره پیشینه تاریخی نامگذاری شهر فاتیما اینجا را بخوانید

 

ششصد سال از این ماجرا گذشت . و مریم مقدس در کشور کاتولیک پرتغال و در دهکده فاطیما بر سه کودک چوپان کاتولیک ظاهر شد و خود را بانوی تسبیح معرفی کرد . بانوی تسبیح از القاب مریم باکره است که از سال 1208 میلادی به خاطر تجلی مریم مقدس بر دومینیک اسما این لقب به او داده شد . زیرا مریم مقدس تسبیحی به دومینیک داد و استفاده از آن را به عنوان یک روش دعا توصیه نمود . و کلیسا لقب بانوی تسبیح را به او تفویض نمود .

 

برای اطلاعات بیشتر درباره چگونگی تفویض لقب بانوی تسبیح به مریم مقدس اینجا را بخوانید

 

متن زیر از خبرگزاری مهر هویت بانوی تسبیح را روشن می کند :

پاپ از مومنان خواست با تسبیح برای صلح دعا کنند


پاپ بندیکت شانزدهم روز یکشنبه 15 مهر ماه در مراسم سنتی یکشنبه ها از مؤمنان کاتولیک در خانواده ها و سراسر جهان خواست از نیایش با تسبیح برای دعای صلح استفاده کنند.

بندیکت شانزدهم رهبر کاتولیکهای جهان گفت: تسبیح ابزاری است که مریم مقدس(س) در تجلیهای متعدد خود به ما آموخت.

پاپ گفت: به تجلی مریم مقدس(س) در فاطیما که حدود 90 سال پیش برای سه چوپان کوچک لوسیا، جسینتا و فرانسیسکو صورت گرفت فکر می کنم که خود را به عنوان مریم تسبیح معرفی کرده و به آنها توصیه کرده بود هر روز برای خاتمه جنگها با تسبیح دعا کنند. برای اجابت کردن درخواست باکره مقدس خود را موظف می کنیم با تسبیح برای صلح دعا کنیم.

روز یکشنبه 15 مهر سال ماه سال ۸۶ کلیسای کاتولیک روز "بانوی تسبیح" یا " روز جهانی تسبیح" را گرامی داشت. این روز از 11 سال پیش در مکزیکو نامگذاری و آغاز شده و میلیونها نفر از مردم در پنج قاره جهان در اماکن عمومی تسبیح در دست گرفته و دعا می کنند.

پاپ توضیح داد که تسبیح ابزاری است که مریم مقدس برای تعمق درباره زندگی مسیح(ع)، عشق به او و همواره دنبال کردن وی به ما اعطا کرده است.

پایان متن خبرگزاری مهر .

بانوی ما مریم مقدس در تجلیات مختلف گاها ، خود را با القاب مختلفی که به او داده اند معرفی می کنند برای نمونه در تجلی لورد ، حضرت مریم خود را لقاح مطهر خواند و این لقبی بود که کلیسا دو سال قبل از این تجلی به او داده بود . لقبی که حضرت مریم در تجلی فاطما خود را با آن معرفی نمود بانوی تسبیح بود ولی بعد کلیسا لقب بانوی فاطیما را به مناسبت تجلی مریم مقدس در شهر فاطیما به ایشان تفویض نمود و همین اسم بانوی فاطیما مسلمین را به اشتباه انداخته است .

 

مسلمانان که معبد فاطیما را از نزدیک ندیده اند و کتاب فاطیما و گفته های خانم لوسیا را نخوانده اند و از دور شاهد نام دختر پیامبرشان هستند صرفا با تکیه بر همین نام این واقعه را به جهان شیعه منصوب می دانند . در حالیکه در کند و کاو بیشتر و بررسی جزئیات مشخص می شود که خانم لوسیا راهبه شدند و تا آخر عمر راهبه ماندند .

 

 


 

 

با خواندن کتاب خانم لوسیا مشخص می شود که ایشان کاتولیک بوده اند و همه جا صحبت از عیسی مسیح و مریم مقدس است .و حتی خانم لوسیا خاطره ای از اولین مراسم عشای ربانی اش شرح داده است که خلاصه آن این است . خواهران لوسی به مناسبت اولین مراسم عشای ربانی لباس زیبایی برای او دوختند و او به کلیسا رفت . در آن کلیسا مجسمه های متعددی از مریم مقدس وجود داشت . اما لوسیا مستقیم به طرف مجسمه بانوی تسبیح رفت چون خواهرانش همیشه مقابل این مجسمه بخصوص دعا می کردند . جلوی تندیس بانو مریم زانو زد و از او خواست که او را یک مقدسه کند . در همین حال احساس کرد که مجسمه یک آن جان گرفت و به طرف او تعظیم کوچکی کرد و به روی او لبخند زد .

 

درباره مجسمه بانوی تسبیح شایان ذکر است که تندیسها و نقاشیهای متعددی از حضرت مریم ساخته می شود . برخی از این تندیسها یادآور یکی از تجلیات مریم مقدس است و حضرت مریم را به همان شکل و شمایلی که ظاهر گشته اند ساخته اند . مجسمه بانوی تسبیح که خواهر لوسیا از آن سخن می گوید مربوط به تجلی مریم مقدس در 1208 میلادی است که در آن سال حضرت مریم در کلیسایی بر دومینیک اسما ظاهر شد و تسبیح و روش نیایش با آن را به دومینیک آموخت . و کلیسا به خاطر این تجلی ، لقب بانوی تسبیح را رسما به مریم مقدس تفویض نمود .

 

 

از دیگر ادعاهای مسلمانان این است که بانوی تسبیح لقب حضرت فاطمه است .صرفا به این دلیل که ایشان از تسبیح استفاده می فرمودند و تسبیحات ایشان معروف است . در حالیکه هیچ کجا رسما لقب بانوی تسبیح به صدیقه حکیمه داده نشده است . این در حالیست که لقب بانوی تسبیح رسما از طرف واتیکان به حضرت مریم مقدس تفویض شده است . و این بسیار دور از انتظار است که حضرت فاطمه خود را با لقبی بخواند که منصوب به وی نیست . صرف استفاده ایشان از تسبیح دلیل بر ملقب شدن ایشان به بانوی تسبیح نیست .

 

در ادرس زیر که صفحه ویکی پدیاست القاب حضرت فاطمه صدیقه حکیمه را می بینید . این القاب یا از طرف پروردگار یا معصومین رسما به حضرت فاطمه تفویض شده است . و لقب بانوی تسبیح در این لیست نیست و چنین لقبی رسما به حضرت زهرا اعطا نشده

 

ضمن اینکه دور از انتظار است که دختر پیامبر مسلمین با وجود این همه کشورهای مسلمان که احترام زاید الوصفی برای ایشان قائل هستند در کشوری صد در صد کاتولیک و بر کودکانی کاتولیک که هیچ اطلاعاتی از اسلام و شیعه ندارند ظاهر شوند و خود را بانوی تسبیح بخوانند . لقبی که هرگز رسما به ایشان تفویض نشده است . ضمن اینکه کودکان کاتولیک کمترین اطلاعی از دنیای اسلام و شیعه ندارند ولی بانوی تسبیح را به خوبی می شناسند زیرا کاتولیک هستند و می دانند که بانوی تسبیح یکی از القاب بی شمار مریم مقدس است . گرچه سواد ندارند اما در کلیسای دهکده شان مجسمه ای از بانوی تسبیح وجود دارد که با آن مانوس هستند و تحت آموزه های کاتولیکی رشد کرده اند .

 

برای دیدن تصاویر بانوی تسبیح در موتورهای جستجو تصاویر بانوی تسبیح را سرچ کنید . یعنی عبارت زیر ...

 

OUR LADY OF THE ROSARY

 

چهره نگران مریم مقدس در تجلی فاطیما را مسلمین با غمگین بودن بانویشان در روزهای آخر عمر مرتبط دانسته اند . این در حالیست که مریم مقدس به خاطر حاد بودن شرایط و پیام اخطاری که داشتند با چهره ای نگران ظاهر شدند .

 

لباس مریم مقدس در تجلی فاطیما که پوششی بر سر دارد و لباس مرسوم آن منطقه است را برخی از مسلمین چادر پنداشته اند . این لباس که گردن و مقداری از موها را نمی پوشاند از نظر مسلمانان پوشش کاملی محسوب نمی شود

 


 

 


متن زیر از کامنتینگ این آدرس گرفته شده :

http://82.mihanblog.com/1384/4/Page-2.ASPX
ابراهیم حاتمی کیا چند سال پیش سفری داشت به پرتقال و در مورد فاطیما تحقیقات گسترده ای برای فیلمش انجام داد. اما در آخر متوجه شد فاطیما حضرت فاطمه زهرا (س) نیست. وقتی برگشت به ایران تصاویری به برای تحقیقات گرفته بود رو به موسسه حضرت فاطمه زهرا داد. چون تهیه کننده فیلم اون بود و تصاویر قانونا متعلق به اون موسسه بود. چندی بعد در یک اقدام غیر قابل باور موسسه تصاویر رو به یک فیلم مستند تبدیل کرد و به سیمای جمهوری اسلامی داد و سیما هم نامردی نکرد و اون رو پخش کرد. یک اقدام غیر قابل توجیه. بارها و بارها اون تصاویر پخش شد و آنچنان در ذهن و روح مردم نشست که وقتی حاتمی کیا اعلام کرد که اون حضرت زهرا نیست به تهدیداتی همچون کافر مواجه شد. شما خودتون می دونید که حاتمی از نزدیکان من هستش و من دارم حقیقت امر رو بیان می کنم. پس واقعیت رو قبول کنید و از شرک ورزیدن به حضرت زهرا (س) بپرهیزید. ... سبز باشید.

_________________________________________

 

سوال می کنند چرا در تصاویر دور سر بانوی فاطیما دوازده ستاره می کشند. البته خانم  لوسیا سخنی از این دوازده ستاره نگفته اند ولی بر اساس کتاب مکاشفات یوحنا گاهی در تصاویر دور سر مریم مقدس دوازده ستاره رسم می کنند

 

خیلی تصاویر و نقاشی ها و مجسمه هایی که حضرت مریم ساخته می شود بر اساس متن کتاب مقدس و همچنین تجلیات این بانوست . برای مثال حضرت مریم در لورد فرانسه بر برنادت سوبیرو ظاهر شد و ردایی سپید بر تن داشت و کمربندی آبی پوشیده بود و تسبیحی بزرگ با مهره های سپید درشت در دست راست داشت که در آخر تسبیح یک صلیب طلایی بزرگ بود و بر روی هر کدام از پاهایش یک گل رز طلایی گذاشته بود . بر اساس این تجلی مجسمه هایی که از بانوی لورد ساخته می شود دارای همین شکل و شمایل است . و اینکه چرا در تصاویر حضرت مریم را با دوازده ستاره بر دور سرش می کشند ... این بر اساس کتاب مقدس هست . کتاب مکاشفات یوحنا باب دوازدهم :

 

 

 

پس از آن منظره عجیبی در آسمان دیده شد که از پیش آمد مهمی خبر می داد . زنی را دیدم که آفتاب را مانند لباس بر تن کرده بود و در زیر پاهایش ماه قرار داشت و بر سرش تاجی با دوازده ستاره بود زن آبستن بود و از درد زایمان می نالید و برای زائیدن دقیقه شماری می کرد . ناگهان اژدهای سرخی ظاهر شد که هفت سر هفت تاج و ده شاخ داشت او با دمش یک سوم ستارگان را به دنبال خود کشید و بر زمین ریخت اژدها در مقابل زن که در حال زائیدن بود ایستاد تا نوزاد او را ببلعد زن پسری زائید که این پسر با قدرت مستحکم بر تمام قومها حکومت خواهد کرد پس وقتی پسر با دنیا آمد

 

 

 

بر اساس همین آیه کتاب مقدس است که در نقاشیها دور سر حضرت مریم دوازده ستاره می کشند . می توانید در موتور جستجوی گوگل تصاویر حضرت مریم را سرچ کنید و ببینید در اکثر تصاویر بر اساس متن صریح کتاب مقدس دور سر حضرت مریم را دوازده ستاره می کشند .

 
--------------


قسمتهایی برگرفته از کتاب فاطیما از زبان لوسیا :
برای مشاهده کامل کتاب لینک زیر را بخوانید :
http://melina760.blogfa.com/post-141.aspx

هرگز نمی توانم عمق مسرت و شادی که در وجودم احساس کردم بیان کنم . با خوشحالی کف زدم و تمام راه را تا خانه دویدم که این خبر خوب را به مادرم بدهم . او فورا دست به کار شد که مرا برای آیین اعتراف به گناهان که قرار بود بعد از ظهر داشته باشم آماده کند . مادرم مرا به کلیسا برد و همین که وارد کلیسا شدیم من به مادرم گفتم می خواهم نزد آن یکی کشیش اعتراف کنم بنابراین به اتاق مخصوص ظروف مقدس رفتیم . کشیش در آنجا روی صندلی نشته بود و اعترافات را گوش می کرد . مادرم به همراه مادرانی دیگری که جلوی محراب کلیسا نزدیک درب اتاق نگهداری ظروف مقدس به صف زانو زده بودند زانو زد و همه مادران در انتظار بودند که بچه هایشان اعتراف به گناهان کنند . مادرم درست همانجا قبل از مراسم نان و شراب آخرین توصیه هایش را به من کرد . وقتی که نوبتم فرا رسید بانوی صاحب تسبیح به رویم لبخند زد . من رفتم و در پایین پای خداوند زانو زدم و در حضور کشیش او اعتراف کردم و با التماس در خواست بخشش گناهانم را کردم . وقتی که کارم تمام شد متوجه شدم که همه دارند می خندند .
____________________

بانوی تسبیح فاطیما

 

در کلیسا مجسمه های متعددی از بانوی ما وجود داشت ولی از آنجا که خواهرانم همیشه به تندیس بانوی صاحب تسبیح نگاه می کردند و نزد او دعا می کردند من غالبا به زیر پای بانوی صاحب تسبیح می رفتم و دعا می کردم . این بود که در آن موقع هم به پایین همان مجسمه رفتم و با تمام شور و اشتیاق جانم از او خواستم که قلب مسکین مرا تنها برای خداوند خدایمان نگاه دارد .

وقتیکه این دعای حقیر را بارها و بارها در حالی که به مجسمه بانو خیره شده بودم تکرار کردم به نظرم رسید که او با یک نگاه مهربان و حرکت محبت آمیز به من لبخند زد که اطمینان دهد دعای مرا قبول کرده است . سراسر وجودم از یک مسرت توصیف ناپذیر لبریز شده بود و به سختی می توانستم کلامی به زبان آورم .
_______________

درختستان زیتون متعلق به چند نفر از مردم دهکده بود . با وجود اینکه باران تمام شده بود و خورشید به درخشندگی می تابید ما بقیه روز را همانجا درمیان صخره ها سپری کردیم . ناهارمان را خوردیم و تسبیح گفتیم . ما با اشتیاق در هر دانه تسبیح ذکر یا مریم و خدای پدر را تکرار می کردیم.

Hail Mary, and Our Father

 

دعایمان تمام شد و شروع کردیم با سنگ ریزه ها بازی کردن . چند دقیقه ای مشغول بازی بودیم که ناگهان باد شدیدی وزیدن گرفت و درختها شروع به تکان خوردن کردند . ما با وحشت اطراف را نگاه می کردیم که ببینیم در آن روز آرام و ساکت چه اتفاقی افتاده . بعد دیدیم که همان شبحی که در موردش قبلا توضیح دادم از بالای درختهای زیتون به طرفمان می آید . البته جاسینتا و فرانچسکو قبلا هرگز آن را ندیده بودند و من هم چیزی در موردش به آنها نگفته بودم . وقتیکه که نزدیکتر آمد توانستیم شکلش را تشخیص دهیم . او یک مرد جوان حدود چهارده یا پانزده ساله بود که از برف سپید تر بود . مانند کریستال شفاف بود و نور خورشید از میانش می گذشت . و بسیار بسیار زیبا بود . وقتی که به ما رسید گفت :

 

نترسید . من فرشته صلح هستم . همراه من دعا کنید .

 

او روی زمین زانو زد و آنقدر خم شد که پیشانی اش به زمین رسید و به ما یاد داد که این دعا را سه مزتبه تکرار کنیم .

 

 

 

 

 

 

 

خداوند پدر و پسر و روح القدس ، من به تو ایمان دارم و تو را می پرستم و به تو امید دارم و به تو عشق می ورزم . و از تو برای کسانی که به تو ایمان ندارند تو را نمی پرستند به تو امید ندارند و به تو عشق نمی ورزند طلب آمرزش می کنم .

 

 

 

و بعد در حالی که از زمین بلند می شد گفت به این صورت دعا کنید . قلب عیسی مسیح و مریم مقدس متوجه درخواست مشتاقانه شما هست .

 

کلمات او چنان اثر عمیقی بر اذهان ما باقی گذارد که هرگز آن را فراموش نخواهیم کرد . از آن پس ما خیلی وقتها مانند آن فرشته با خضوع روی زمین می افتادیم و دعایی را که به ما یاد داده بود بارها و بارها تکرار می کردیم و آنقدر در دعا می ماندیم که خسته شویم . من فورا به همراهانم گوشزد کردم که این ماجرا باید مثل یک راز سر به مهر پوشیده باشد و باید از خداوند بابتش تشکر کنیم و آنها هم قبول کردند .

 

گذشت تا اینکه تابستان رسید و ما مجبور بودیم برای خواب نیم روز به خانه برویم . در ته باغ پدر و مادرم چاهی وجود داشت به نام آرنیرو

 

Arneiro

 

که من در موردش قبلا گفته بودم . یک روز ما داشتیم بر روی صخره سنگی ضخیم و مسطح کنار چاه بازی می کردیم که ناگهان دوباره همان شبه یا فرشته را در کنار خود دیدیم .

 

او گفت

 

چه کار دارید می کنید . دعا کنید . دعا کنید بسیار زیاد دعا کنید . قلب عیسی مسیح و مریم مقدس تصمیم دارند که فیض عظیم به شما عطا کنند . بسیار زیاد و دائما دعا کنید و قربانی دهید و تسبیح بگویید و طلب شفاعت کنید .

 

من پرسیدم ما چطور می توانیم قربانی بدهیم و او گفت

 

توسط هر آنچه که می توانید قربانی بدهید . و برای بخشایش گناهانی که خداوند را رنجانده به او تقدیم کنید . و برای بازگشت گناهکاران دعا و التماس کنید . شما با این کار می توانید صلح را در کشورتان برقرار کنید . من فرشته نگهبان آن هستم . فرشته نگهبان پرتغال . و از همه بالاتر رنجهایی را که خداوند بر شما قرار می دهید با اطاعت قبول کنید و تحمل کنید .

 

 

__________

بالاخره صبح روز شادی از سر رسید اما ساعت نه کی می رسید ؟ چقدر انتظار کشیدم خدا می داند . لباس سپیدم را بر تن کردم و خواهر ماریایم مرا به آشپزخانه برد که از پدر و مادرم طلب عفو و بخشش کنم دست آنها را ببوسم و دعای خیر آنها را بطلبم . بعد از این تشریفات کوتاه مادرم آخرین توصیه ها را گوشزد کرد . او گفت که می خواهد وقتی روح القدس وارد قلبم شد از خداوند چه تقاضاهایی بکنم . و او با این جمله با من خداحافظی کرد

 

 

 

بالاتر از همه چیز از او بخواه که تو را یک مقدسه کند .

 

 

 

کلمات او چنان اثر ماندگاری بر من گذارد که وقتی روح القدس را در قلبم گرفتم اولین درخواست و خواهشم همین بود . انگار هنوز هم صدای مادرم مثل اکو در گوشم می شنوم که از خداوند بخواهم مرا یک مقدسه کند . من با خواهرانم راهی کلیسا شدم و برادرم تمام طول راه مرا در میان بازوانش حمل کرد که حتی یک دانه گرد و غبار در طول راه روی لباسم ننشیند .

 

به محض اینکه وارد کلیسا شدم دویدم و در حضور بانویمان زانو زدم و تقاضایم را دومرتبه طلب کردم . درآنجا مدتها به لبخند دیروز بانویمان تفکر می کردم تا اینکه خواهرانم به دنبال من گشتند و پیدایم کردند که مرا به اتاق مخصوص ببرند . تعداد زیادی از بچه ها از پشت کلیسا تا درست کنار نرده های محراب کلیسا در چهار صف جمع شده بودند . دو صف برای پسرها و دو صف برای دخترها . من به عنوان کوچکترین بچه روی پله کنار محراب از همه به فرشته ها و محراب نزدیک تر بودم .